رواسازی، اعتباریابی و تحلیل عاملی مقیاس گرایش به تفکر انتقادی ریکتس در مقطع متوسطه

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 عضو هیئت علمی، دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشجوی دکتری تخصصی برنامه درسی، دانشگاه فردوسی مشهد (نویسنده مسئول)

4 دانشجوی دکتری روانشناسی عمومی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
چکیده

زمینه: اهمیت گرایش به تفکر انتقادی در نظام آموزشی و برنامه‌های درسی در سطوح قبل از آموزش عالی ضرورت وجود ابزاری با فرم کوتاه جهت سنجش این سازه را نشان می‌دهد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی روایی، اعتبار و ساختار عاملی پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (2003) در دانش‌آموزان مقطع متوسطه صورت گرفت.  روش: در این پژوهش توصیفی پیمایشی، با روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای نمونه‌ای 472 نفر (270 دختر و 202 پسر) از دانش‌آموزان مقطع متوسطه شهر مشهد در سال تحصیلی 90-89 انتخاب شدند و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی را تکمیل نمودند. روایی این پرسشنامه، از طریق روایی محتوا،  روایی سازه و روایی عاملی ارزیابی شد. اعتبار این پرسشنامه نیز از طریق همسانی درونی و روش تصنیف (دو نیمه کردن) مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: ضرایب آلفای کرونباخ برای تمام خرده مقیاس‌ها و کل مقیاس در هر دو جنس و کل آزمودنی‌ها از نظر روان‏سنجی مطلوب به دست آمد؛ و تمامی همبستگی‌های بین خرده مقیاس‌ها و نمره کل مقیاس نیز معنادار بود. نتایج حاصله از تحلیل عاملی تأییدی نیز حاکی از برازش مطلوب و قابل قبول ماده‌ها داشت. نتایج روش دو نیمه کردن نیز نشان داد ضریب قابلیت اعتماد آزمون در حد مطلوبی است. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می‌توان گفت که نسخه‌ی فارسی پرسشنامه‌ی گرایش به تفکر انتقادی، در جامعه‌ی ایران اعتبار و روایی خوبی دارد و می‌توان از آن برای سنجش میزان گرایش به تفکر انتقادی در دانش‌آموزان مقطع متوسطه بهره گرفت.