چالشهای سازمان برنامه و بودجه در دستیابی به اهداف نوسازی در عصر محمدرضا شاه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه تاریخ، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/irs.2025.533528.1295چکیده
چکیدهسازمان برنامه در دوران پهلوی دوم بهعنوان نهاد اصلی تدوین و اجرای سیاستهای نوسازی اقتصادی و اجتماعی ایران نقش عمدهای ایفا میکرد. با این حال، بسیاری از اهداف این برنامهها بهویژه در عرصههای صنعتی و اجتماعی، در عمل با چالشهایی روبهرو شد که ناشی از عوامل سیاسی، اقتصادی، و ساختاری بود. هدف این مقاله بررسی موانع درونی و بیرونی سازمان برنامه در دستیابی به سیاستها و اهداف برنامههای نوسازی ایران در زمان پهلوی دوم است. سوال این مقاله اینگونه مطرح شده است که چه موانعی باعث شدند که سازمان برنامه و تکنوکراتها نتوانند به طور مؤثر به اهداف نوسازی کشور در دوره پهلوی دوم دست یابند؟ فرضیه ما این است که در دوران پهلوی دوم، سازمان برنامه و تکنوکراتها بهدلیل دخالتهای سیاسی، ضعف هماهنگی نهادی، کمبود منابع مالی و زیرساختی، و مقاومتهای فرهنگی و اجتماعی، نتوانستند به اهداف نوسازی اقتصادی و اجتماعی کشور دست یابند. نتایج نشان میدهد که سازمان برنامه و تکنوکراتها در دوران پهلوی دوم بهرغم برخورداری از ایدههای نوسازی، در عمل با چالشهایی چون دخالتهای سیاسی و ضعف هماهنگی نهادی مواجه بودند. همچنین کمبود منابع مالی و زیرساختی، اجرای طرحهای توسعه را ناقص و غیرپایدار ساخت. در نهایت، مقاومتهای فرهنگی و اجتماعی در برابر سیاستهای مدرنیزاسیون، موجب شد پروژههای نوسازی نهتنها ناکام بمانند، بلکه خود به تشدید نارضایتیها و بحرانهای اجتماعی انجامیدند.این پژوهش به روش تبیینی-تاریخی و با استفاده از منابع مستند تاریخی، و مقالات علمی انجام شده است. تحلیل ما بر اساس مفاهیم نظری نوسازی و توسعه صورت گرفته است.