خوانشى پست مدرن از مفهوم تاریخ در دو نمایشنامة آرکادیا اثر تام استاپارد و مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایى

نویسندگان

1 عضو هیئت علمى دانشگاه تهران.

2 دانشجوى کارشناسى ارشد رشتة زبان و ادبیات انگلیسى دانشگاه آزاد واحد کرج.

doi
چکیده

در دهه هاى، اخیر نقدهاى بسیارى پیرامون مفهوم تاریخ و امورى که تاریخ نگاران هموارهبه آنها توجه کرده اند، در محافل علمى و فلسفى پسامدرن مطرح شده است. مهم ترین پیامد این نقدها، به چالش کشیده شدن رسالت تاریخ در ارائة تصویرى دانشورانه و عینىاز رویدادهاى گذشته است. این دیدگاه نسبى در پیوند با درستى تاریخ، با زیرسؤال بردن سرشت و طبیعت آن، امکان دستیابى به حقیقت تاریخى را مورد تردید قرار مى دهد وبیان مى دارد که تاریخ نگاران، همواره با تکیه بر قدرت تخیل و وابستگى هاى باورشناختى خویش، رویدادهاى گذشته را بازسازى کرده اند. در راستاى سست شدن مفهموم تاریخ درقلمرو فلسفه، در حوزة ادبیات نیز نویسندگان برآن شدند تا در آثار خود تاریخ را بدان شیوه اى که خود مى خواهند، روایت کنند. دستاورد این نگرش، پیدایش گونه اى ادبى استکه مى توان در فارسى آن را جایگزین تاریخ نامید. در این جستار، تلاش شده است ابتدا تصویرى فراگیر از رویکرد پسامدرنیسم به تاریخ ارائه شود و پس از آن، دو جایگزین تاریخآرکادیا و مرگ یزدگرد، از دو نویسندة انگلیسى و ایرانى، تام استاپارد و بهرام بیضایى، ازاین دیدگاه واکاوى شود. در این جستار، پژوهشگران، شگردها و فنون مشترکى را بررسیمی کنند که این دو نویسنده به شیوه هایى متفاوت در این دو اثر به کار بسته اند تا بدین گونهارزش و اعتبار تاریخ را به چالش بکشند و زمینه را براى سربرآوردن خرد روایت هاىتاریخى خود فراهم کنند.

کلیدواژه‌ها