ارزیابی اثرات دلبستگی بهمکان در ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان شهر مهاباد
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران
2 گروه طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
doi
10.48308/sdge.2024.233648.1162چکیده
پیشینه و هدف: مطالعات متعددی دلبستگی بهمکان را بهعنوان عاملی مؤثر بر تجربه زیسته و کیفیت زندگی در محیطهای شهری بررسی کردهاند. این مطالعات بیشتر بر شناسایی مؤلفههای دلبستگی (مانند هویت، وابستگی و تعهد مکانی) و عوامل مؤثر بر آن (نظیر تعاملات اجتماعی و ویژگیهای محیطی) تمرکز داشتهاند. با این حال، اغلب این پژوهشها بهصورت نظری یا در مقیاسهای کلی انجام شدهاند و بررسیهای تجربی که بهصورت مشخص رابطه دلبستگی مکانی با کیفیت زندگی را در بافتهای شهری خاص تحلیل کرده باشند، محدودند. بهویژه در شهرهای کوچک و متوسط با زمینههای فرهنگی خاص مانند مهاباد، این ارتباط کمتر بهصورت دادهمحور مطالعه شده است. از اینرو، خلأ پژوهشی مشخصی در تحلیل تأثیر دلبستگی بهمکان بر کیفیت زندگی در چنین بافتهایی وجود دارد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین نحوه اثرگذاری دلبستگی مکانی بر ابعاد مختلف کیفیت زندگی در شهر مهاباد است. هدف این تحقیق، ارزیابی تجربی این رابطه و شناسایی مؤلفههایی از دلبستگی است که بیشترین نقش را در ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان ایفا میکنند.روششناسی: این پژوهش از نوع توصیفی و مبتنی بر پیمایش است و هدف آن کاربردی است؛ زیرا یافتههای آن میتواند برای حل مسائل واقعی مورد استفاده قرار گیرد. جامعه آماری شامل ساکنان شهر مهاباد با جمعیتی بالغ بر 393/168 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 383 نفر تعیین شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و پرسشنامه گردآوری شدند. پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت 5 درجهای طراحی شده و روایی آن از طریق نظرات خبرگان تأیید شده است. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از ضریب پایایی ترکیبی سنجیده شد که مقدار آن بالاتر از 0.7 بوده و نشاندهنده پایایی بالا است. برای تحلیل دادهها، ابتدا نرمال بودن دادهها با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف بررسی شد و پس از تأیید نرمال بودن، از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. تمامی تحلیلها با نرمافزارهای SPSS و Amos انجام گرفت.یافتهها و بحث: تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که تمامی عوامل مرتبط با دلبستگی به مکان دارای بار عاملی بالاتر از 4/0 هستند و در سطح اطمینان 95 درصد معنادارند. در میان ابعاد مختلف، بعد اجتماعی-فرهنگی بیشترین تأثیر را بر دلبستگی به مکان در ارتباط با کیفیت زندگی شهری در مهاباد دارد. پس از آن، بعد محیطی-فضایی و سپس بعد ادراکی-شناختی در رتبههای بعدی قرار دارند. در میان زیرشاخصهای عوامل اجتماعی-فرهنگی، تعاملات اجتماعی بیشترین تأثیر را داشته و مشارکت کمترین تأثیر را نشان داده است؛ بنابراین لازم است برای بهبود کیفیت زندگی شهری توجه بیشتری به شاخص مشارکت شود. در بُعد محیطی-فضایی، دسترسیپذیری بیشترین و فرم کالبدی کمترین تأثیر را داشته است. در بُعد ادراکی-شناختی نیز، هویت بیشترین و خوانایی کمترین تأثیر را داشتهاند. بنابراین، شاخصهای خوانایی و مشارکت نیازمند توجه بیشتر برای ارتقای کیفیت زندگی شهری هستند. مدل ساختاری نهایی نشان داد که بعد اجتماعی-فرهنگی بیشترین نقش را در دلبستگی به مکان و کیفیت زندگی شهری در مهاباد ایفا میکند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که ابعاد اجتماعی-فرهنگی بیشترین تأثیر را در ایجاد دلبستگی به مکان در ارتباط با بهبود کیفیت زندگی شهری در شهر مهاباد دارند. کمترین تأثیر مربوط به بعد ادراکی-شناختی است. در مجموع، همه ابعاد بررسیشده بر شکلگیری دلبستگی به مکان در راستای بهبود کیفیت زندگی شهری ساکنان مهاباد تأثیرگذارند. بنابراین، ایجاد دلبستگی به مکان در این شهر با چالشهایی در حوزههای اجتماعی-فرهنگی، امنیتی، معنایی، زیباییشناسی بصری، هویت، فضایی، محیطی و عملکردی مواجه است. توجه ویژه به تعامل انسان با محیط و اولویتبندی تمامی مؤلفهها میتواند زمینهساز تقویت دلبستگی به مکان و در نتیجه ارتقای کیفیت زندگی فردی و شهری باشد.