بررسی مقایسه‌ای ایمان در دیدگاه لوتر و آکوئیناس با تأکید بر نقش انسان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده حقوق، الاهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الاهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22034/jrr.2021.266285.1817
چکیده

نجات مسئله‌ای اساسی در مسیحیت است. انسان به دلیل گناه ازلی رابطه خود با خدا را از دست داده و هبوط ‌یافته است. ترمیم این رابطه، نجات انسان از وضعیت هبوط است. راه نجات در مسیحیت به اشکال مختلفی تببین شده است. در نوشته‌های پولس فیض رایگان از طریق مسیح سبب نجات انسان می‌شود. در الاهیات آباء از جمله آگوستین نیز فیض جانشین اراده انسانی می‌شود که با هبوط توان سوگیری درست را از دست داده است، و او را به نجات فرا می‌خواند. مارتین لوتر، به عنوان متألهی آگوستینی، انسان را اساساً موجودی فاسد و گناه‌آلود می‌داند که از طریق فیض و «صرفاً با ایمان» نجات می‌یابد، نه انجام‌دادن اعمال نیک؛ صرفاً با اعتماد به وعده‌های الاهی از عدالت مسیح در ایمان بهره‌مند می‌شود. در سوی دیگر، آکوئیناس اما انسان را موجودی عقلانی و دارای حسن ماهیت می‌داند که با گرایش ذاتی به فضیلت، به سوی ایمان می‌رود. ایمان اعتمادی عقلانی است که طی آن انسان با باور به گزاره‌ها و مشارکت با فیض، حضوری فعال دارد. این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی دیدگاه لوتر و آکوئیناس درباره نجات و نقش انسان در آن را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که درک متفاوت از وضعیت هستی‌شناختی انسان ارتباط مستقیم با رویکرد آنها به مسئله نجات و ایمان دارد. لوتر انسان را در اوضاع و احوال منفعلی تصور می‌کند که راه نجاتش مشارکت با مسیح است؛ در حالی که آکوئیناس برای انسان نقش فعالی متصور است که اعمال نیک می‌تواند در کنار فیض در فرآیند نجات انسان مؤثر باشد.