مقایسه کارآیی جمعیت میکروبی شکمبه و مدفوع گوسفند در برآورد ارزش غذایی دانههای ذرت و سورگوم با استفاده از روش تولید گاز آزمایشگاهی
نویسندگان
1 گروه علوم دامی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران
2 گروه علوم دامی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران
3 گروه علوم دامی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران
4 گروه علوم دامی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران
5 گروه علوم دامی، واحد شبستر، دانشگاه آزاد اسلامی، شبستر، ایران
doi
10.22034/ascij.2021.687835چکیده
هدف از این پژوهش بررسی کارآیی تخمیر میکروارگانیسمهای مدفوع در مقایسه با میکروارگانیسمهای شیرابه شکمبه برای برآورد ارزش غذایی دانه های ذرت و سورگوم در نشخوارکنندگان با روش تولید گاز آزمایشگاهی است. برای انجام آزمایش تولید گاز با استفاده از دو روش شیرابه شکمبه و سوسپانسیون مدفوع؛ لیکور شکمبه و سوسپانسیون مدفوع از سه رأس گوسفند فیستولهشده توده قزل اخذ شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در مواد خوراکی مورد آزمایش، تفاوت معنیداری از نظر تولید گاز در زمانهای مختلف انکوباسیون بین دو روش یاد شده وجود نداشت. از نظر حجم گاز حاصل از بخش قابل تخمیر (A) برای دانه ذرت بین روشهای مورد آزمایش اختلاف معنیداری مشاهده نشد، اما مقدار این فراسنجه در دانه سورگوم با روش سوسپانسیون مدفوع به طور معنیداری بیشتر از روش شیرابه شکمبه بود (05/0p <). مقادیر انرژی قابل متابولیسم، انرژی خالص شیردهی، قابلیت هضم ماده آلی و اسیدهای چرب زنجیر کوتاه برآورد شده مواد خوراکی مورد آزمایش از روی مقدار تولید گاز با استفاده از شیرابه شکمبه و سوسپانسیون مدفوع تفاوت معنیداری با هم نداشتند. مقدار گاز تولیدی در روش شیرابه شکمبه از روی مقدار گاز تولیدی با روش سوسپانسیون مدفوع برای دانه سورگوم و دانه ذرت با استفاده از معادلات رگرسیونی حاصل از نتایج این تحقیق به ترتیب (6353/1-X 8929/0=Ysorghum و 4097/3- X 9657/0=Ycorn) قابل برآورد است. با توجه به نتایج پژوهش به نظر میرسد سوسپانسیون مدفوع، جایگزین مناسبی برای شیرابه شکمبه در روش تولید گاز آزمایشگاهی جهت ارزشیابی مواد خوراکی نشخوارکنندگان میباشد.