بررسی عقاید شکلوفسکی در اشعار سهراب سپهری و توماس استرن الیوت
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد جیرفت. ایران – جیرفت.
2 مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سما.
3 عضو هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه.
doi
چکیده
خلق مضامین جدید و غریب از ویژگیهای شاعران عصر مدرن و پسامدرن است. آنها سعی دارند تا غبار عادات را از رخ مضامین و مفاهیم کهنه بزدایند و با دیدگاهی نو به آن مضامین و مفاهیم بنگرند؛ همچنین خوانندگان را به این مسیر بکشانند و با این دیدگاه به درک مضمونها و مفهومهای پیچیده نایل آیند. چنین فنی، آشناییزدایی نامیده میشود. آشناییزدایی نخستین بار با عنوان هنر به عنوان ابزار به وسیلهی شکلوفسکی مطرح شد. او معتقد بود که اگر شیوهی نگرش ما به آثار هنری توأم با نوعی عادت باشد، دیگر نمیتوانیم نگرشی نو نسبت به آن آثار داشته باشیم؛ در نتیجه تأثیر آن در زندگی ما عادی خواهد شد. از آنجا که تا به حال کمتر تحقیقی دربارهی فن آشناییزدایی در آثار شاعران صورت گرفته، این مقاله بر آن است تا به تحلیل و بررسی رد پای این فن در برخی اشعار توماس استون الیوت و سهراب سپهری بپردازد.