تأثیر تغییرات اجتماعی-فرهنگی بر پارادایم شیفت معماری فضای آموزشی (نمونۀ موردی: اجتماع مدارس دورۀ قاجار و پهلوی اول)

نویسندگان

1 Associate Professor Of Architecture & Urban Planning Department, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran.

2 دانش‌پژوه دکتری معماری، گروه معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.

3 دانشیار گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.

doi
چکیده

تحولات تاریخی همواره نهادهای اجتماعی-فرهنگی را تحت‌تأثیر قرار داده است. به‌ویژه نظام آموزشی و فضاهای آموزشی را دستخوش تغییرات اجتماع عمیقی کرده است. جستار حاضر به‌واکاوی تغییرات اجتماعی-فرهنگی و ساختار کالبدی مدارس دوره‌های قاجار و پهلوی می‌پردازد، زیرا این‌دو دوره نمایانگر گذار از سنت به مدرنیته بوده و این گذار تأثیر به‌سزایی بر ارزش‌های فرهنگی و معماری فضای آموزشی داشته است. پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و به‌صورت کاربردی انجام شده است؛ ازیک‌سو به بهره‌برداری از معماری مدارس این دوره‌ها پرداخته و ازسوی‌دگر به چگونگی مواجهه‌با تحولات معماری در فضاهای شهری توجه می‌کند. روش‌تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی)، است. ابتدا داده‌ها ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی گردآوری شده و سپس بااستفاده‌از مصاحبه با متخصصان، داده‌های کیفی؛ در نرم‌افزار “ATLAS.ti” ، تحلیل و کدگذاری شده‌اند. مؤلفه‌های به‌دست‌آمده در پرسشنامه‌ای با “Likert Scale” ، تنظیم و میان متخصصان توزیع شده و در مرحلۀ کمی؛ نتایج آن بااستفاده‌از نرم‌افزار “SPSS” ، موردتحلیل آماری استنباطی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که مدارس منتخب علاوه‌بر کارکردهای آموزشی، نقشی مؤثر در تغییرات اجتماعی-فرهنگی و تأثیرات آن بر اجتماع معماری فضاهای آموزشی ایفاء می‌کنند. همچنین، فضاهای پروخالی بیشترین تأثیر را بر سایر ابعاد معماری داشته و کمترین نقش را به‌مثابۀ مؤلفه‌های امنیت، رنگ، مصالح و محصوریت فضایی مربوط می‌شود. توجه‌به این فضاها در معماری مدارس علاوه‌بر کارکردهای آموزشی، آن‌ها را به‌عضوی از بدنۀ شهری تبدیل می‌کند که اهمیت ویژه‌ای در طراحی دارد.