تأثیر سیاست‌های فرهنگی دولت پهلوی بر تحول ادبیات داستانی ۱۳۰۴–۱۳۵۷ ش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی،دانشکده حقوق، الهیات وعلوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران

2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات وعلوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات وعلوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/irs.2025.500085.1248
چکیده

با وجود اهمیت سیاست‌های فرهنگی در شکل‌دهی به جریان ادبیات داستانی ایران در دوران حکومت پهلوی، این موضوع کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است. اغلب پژوهش‌های پیشین تمرکز خود را بر تحلیل متون ادبی قرار داده‌اند و به نقش سیاست‌های فرهنگی در تغییرات تولید و محتوای آثار ادبی توجه کافی نکرده‌اند. این پژوهش با هدف، بررسی تأثیر سیاست‌های فرهنگی دولت پهلوی (اول و دوم) بر جریان ادبیات داستانی ایران و تحلیل تغییرات در تولید و محتوای آثار ادبی تحت تأثیر این سیاست‌ها می‌پردازد. همچنین، مقایسه‌ای دقیق میان سیاست‌های فرهنگی رضاشاه و محمدرضا پهلوی و نحوه تأثیر آنها بر ادبیات داستانی انجام شده است. ازجمله جنبه‌های نوآورانه این پژوهش، تمرکز بر سیاست‌گذاری‌های فرهنگی به جای تحلیل صرف متون ادبی است. تحلیل این پژوهش در چارچوب نظری سیاست‌گذاری فرهنگی انجام شده است. سؤال پژوهش عبارت است از اینکه سیاست‌های فرهنگی دوران رضاشاه و محمدرضا پهلوی چگونه بر جریان ادبیات داستانی ایران تأثیر گذاشت و چه تغییراتی در تولید و محتوای این آثار ایجاد کرد. فرضیه این پژوهش بر این اساس است که سیاست‌گذاری‌های فرهنگی دوران حکومت پهلوی‌ها، با تمرکز بر ناسیونالیسم، مدرن‌سازی و کنترل نهادهای فرهنگی، منجر به شکل‌گیری جریان‌های جدید ادبی و در عین حال محدودسازی نقد اجتماعی و سیاسی در ادبیات داستانی ایران شد. روش مقاله تاریخی-تحلیلی می‌باشد. در این روش، از منابع آرشیوی، اسناد تاریخی و منابع ثانویه معتبر مانند کتاب‌ها و مقالات علمی به‌عنوان داده‌های اصلی استفاده شده است.