نقش قاضی در تحصیل دلیل و کشف حقیقت در فقه و حقوق ایران و انگلستان با نگاهی به اصول و قواعد آیین دادرسی مدنی فراملی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه خوارزمی
2 دانشجوی دکتری فقه و حقوق خصوصی دانشگاه خوارزمی تهران
doi
10.30495/alr.2022.1959699.2377چکیده
در بحث ادله اثبات دعوا در امور مدنی فلسفه دادرسی مدنی کشف حقیقت است نه صرفا فصل خصومت، در همین راستا اسلام نیز اجرای حق و عدل را به دادرس تکلیف کرده و در این خصوص در این که دادرس در چه دعوایی به قضاوت نشسته است تفاوتی قائل نشده، زیرا ملاک عمل احقاق حق است. قانونگذار ما نیز با تغییراتی در قانون آیین دادرسی مدنی خواسته با عبور از نظریه سنتی انجام دادرسی بهمنظور فصل خصومت، هدف را به سمت کشف واقع تغییر دهد و با اعطای اختیارات به دادرس مدنی در کشف حقیقت، فصل خصومت را بهعنوان آخرین راه حل برگزیند، چرا که فصل خصومت هدف دادرسی نیست بلکه اقتضای دادرسی است. در قانونگذاریهای جدید به منظور کشف واقع، این تمایل دیده میشود که بر میزان اختیارات دادرس حقوقی، چنانکه در امور کیفری است بیفزایند و در این زمینـه اعتمـاد بیشتری بـه دادرس داشته باشند. به همین جهـت قواعـد محـدود کننـده قـدرت تشـخیص دادرس در حـال کاهش است به طوری که دیدگاه سنتی مبنی بر تفکیک بین دعاوی کیفـری و حقـوقی در امـر اثبات تا حدود زیادی از بین رفته است.