مدل ساختاری عوامل موثر بر گرایش به مهاجرت دانش¬آموزان سمپادی از منظر کارکردهای آموزشی و انگیزه های رفتاری
نویسندگان
1 گروه علمی حکمرانی آموزشی و سرمایه انسانی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
2 گروه مدیریت، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران
3 گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
چکیده
پدیده مهاجرت نخبگان، که پیشتر بیشتر به سطوح دانشگاهی محدود میشد، در سالهای اخیر به مقاطع پایینتر مانند مدارس استعدادهای درخشان نیز نفوذ یافته است. این مسئله نشاندهنده تغییر الگوی تصمیمگیری نخبگان جوان و افزایش نگرانیها درباره آینده کشور در حوزه منابع انسانی است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری عوامل مؤثر بر تمایل به مهاجرت دانشآموزان مدارس سمپاد، با تأکید بر نقش کارکردهای آموزشی و انگیزههای رفتاری، انجام شده است. روش پژوهش از نوع کاربردی و به شیوه توصیفی-تحلیلی و پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) استان آذربایجان شرقی در سال ۱۴۰۳ میباشد. بر اساس فرمول کوکران، ۳۹۷ نفر به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محققساخته با روایی صوری و محتوایی تایید شده و پایایی مناسب بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS و در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتهها نشان داد سه دسته عامل اصلی بر قصد مهاجرت دانشآموزان تأثیرگذارند: نخست، فشارهای آموزشی مانند ناکارآمدی نظام آموزشی، نبود خلاقیت، و عدم انطباق با نیازهای آینده؛ دوم، جاذبههای کشور مقصد از جمله کیفیت بالای زندگی، فرصتهای تحصیلی و امنیت شغلی؛ و سوم، انگیزههای رفتار اجتماعی نظیر میل به استقلال، تأثیر شبکههای اجتماعی و الگوبرداری از مهاجران موفق. نتایج حاکی از آن است که قصد مهاجرت، تنها تصمیمی فردی نیست بلکه حاصل برهمکنش پیچیدهای از عوامل ساختاری، روانشناختی و فرهنگی است. ازاینرو، پیشنهاد میشود سیاستگذاران با نگاهی سیستمی و آیندهنگر، به بازنگری در نظام آموزشی، ارتقاء کیفیت زندگی، و تأمین نیازهای روانی و اجتماعی دانشآموزان مستعد پرداخته و زمینه حفظ و شکوفایی استعدادهای داخلی را فراهم سازند.