مطالعات ساختاری و الکترونی لیگاندهای بازشیف چهار دندانه نامتقارن و کمپلکس های نیکل(II) و مس(II) آنها با استفاده از تئوری تابع چگالی
نویسندگان
1 گروه شیمی، واحد داراب، دانشگاه آزاد اسلامی، داراب، ایران.
2 گروه شیمی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزآباد، ایران
3 گروه شیمی، واحد فیروزآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، فیروزآباد، ایران
doi
10.71508/crn.2024.140304201126184چکیده
چهار لیگاند چهاردندانه بازشیف نامتقارن سنتز شده از مشتقات سالیسیل آلدهید و نیمه لیگاند سری متیل-2-( N 2-آمینواتان)آمینو-1-سیکلوپنتن دی تیوکربوکسیلات و کمپلکسهای نیکل ( II ) و مس ( II ) آنها با کره کئوردیناسیون NNOS به صورت نظری و با استفاده از نظریه تابع چگالی ( DFT ) در سطح B3LYP/(LANL2DZ/6-311G**) مورد مطالعه قرار گرفت. محاسبههای بهینه سازی، فرکانسهای ارتعاشی ناحیه زیرقرمز، انرژیهای مولکولی مرزی و آنالیز اوربیتال پیوند طبیعی برای همه ترکیبات بازشیف یاد شده به کمک نرم افزار گوسین 09 انجام شد. انرژی اوربیتالهای مرزی برای همه ترکیبات بازشیف منفی هستند که نشاندهنده پایداری این ترکیبات میباشد. نتایج شکاف انرژی اوربیتالهای مرزی نشان میدهد که کمپلکسهای مس ( II ) پایداری بیشتری نسبت به کمپلکسهای نیکل ( II ) همتای خود دارند. همچنین توصیفگرهای واکنشپذیری شیمیایی شامل سختی، نرمی، گشتاور دوقطبی و الکتروفیلی پایداری ترکیبات را بیان کردند. نتایج محاسباتی به دست آمده با ثابت پایداری کمپلکسها که به روش تجربی به دست آمدهاند به خوبی مطابقت دارد.