حدود الزام طرفین در رسیدن به توافق در مذاکره مجدد قراردادهای نفتی بینالمللی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. رایانامه: ahmadreza8810@gmail.com
2 استادیار گروه حقوق خصوصی واحد دماوند، دانشگاه آزاد اسلامی، دماوند، ایران. رایانامه: mhdmontazer@yahoo.com
3 استادیار گروه حقوق خصوصی واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. رایانامه: kouroshjafarpour@gmail.com
4 استاد پردیس فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران. (نویسنده مسئول). رایانامه: ashiravi@ut.ac.ir
doi
10.30495/alr.2023.1958464.2362چکیده
زمینه و هدف: در قراردادهای بلند مدت نفت و گاز به منظور جلوگیری از برهم خوردن تعادل و توازن قراردادی در خلال اجرای طولانی مدت قرارداد، شرط مذاکره مجدد پیشبینی میشود تا با انجام دوباره مذاکره در خصوص شروط و چگونگی اجرای قرارداد، تعادل برهم خورده به قرارداد باز گردد. گرچه مفهوم مذاکره مجدد، ساختار و ابعاد آن توسط سایر محققین بررسی شده است ولی به این پرسش پاسخی داده نشده است که آیا درج شرط مذاکره مجدد در قراردادهای نفتی به معنای الزام طرفین به حصول توافق است؟ به بیان بهتر مذاکره مجدد نوعا تعهد به وسیله است و یا تعهد به نتیجه؟روش: این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته است.یافته ها و نتایج: درج مذاکره مجدد را نباید صرفا عملی تشریفاتی و شکلی محسوب کرد، زیرا هدف از درج چنین شرطی بازگردان تعادل به قرارداد بدون نیاز به رجوع به دستگاه قضایی است، بنابراین اگر رسیدن به توافق امری تکلیفی برای طرفین قرارداد نباشد، اساسا درج چنین شرطی فاقد قدرت الزامآور میباشد و صرفا تبدیل به عملی وقتگیر و بیهوده میشود، بالاخص زمانی که طرفین در مواضع خود اصرار داشته باشند. نتیجه مطالعات این مقاله نشان میدهد مذاکره مجدد نوعا تعهد به نتیجه است و طرفین باید از طریق توسل به چنین شرطی و با رعایت حسن نیت قراردادی، در خصوص اختلاف فی مابین توافق کسب کنند.