غایت‌مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت‌روان (محورپژوهی: تحلیل بازاندیشی انتقادی در بستر تحولات اجتماعی)

نویسندگان

1 گروه فلسفه و کلام‌اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.

2 گروه فلسفه و کلام‌اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.

3 گروه فلسفه و کلام‌اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.

doi
https://doi.org/10.82338/aukh.2025.1212271
چکیده

در اخلاق معاصر، پرسش از نسبت میان غایت‌مداری اخلاقی و پیامدهای فرهنگی آن بر سلامت‌روان، به‌ویژه در بستر تحولات اجتماعی شتابان، به‌مثابۀ چالش‌های نظری و عملی پیش‌روست. دگرگونی در هنجارها و ارزش‌های جمعی، بستر بحران‌های هویتی و روانی را فراهم کرده و ضرورت بازنگری انتقادی در چیستی و کارکرد غایت‌محوری اخلاق در فرهنگ و روان انسان معاصر را برجسته ساخته است؛ چراکه هر الگوی اخلاقی، اعم‌از غایت‌مدار یا وظیفه‌محور، پیامدهای اجتماعی و روان‌شناختی خاص خودرا به‌دنبال دارد. این پژوهش می‌کوشد با رویکردی انتقادی، نسبتِ میان غایت‌مداری اخلاق و آثار فرهنگی آن بر سلامت‌روان را در پرتو دگرگونی‌های اجتماعی تحلیل کند و تبیین نماید که چارچوب‌های اخلاقی چگونه می‌توانند تعادل روانی و انسجام فرهنگی جامعه را تحت‌تأثیر قرار دهند. روش‌تحقیق کیفی با رویکرد تحلیلی–انتقادی و بازاندیشانه است و بر تحلیل مفهومی داده‌های گردآوری‌شده از منابع کتابخانه‌ای مبتنی است. افزون‌براین، با بهره‌گیری از رویکرد تطبیقی، تأثیرات غایت‌مداری اخلاقی با الزامات فرهنگی و روانی تحولات اجتماعی سنجیده و ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهد غایت‌محوری در اخلاق، به‌دلیل تمرکز بر هدف‌مندی کُنش و توجه‌به پیامدهای آن، توان بالایی در تقویت انسجام فرهنگی و بهبود سلامت‌روان در بافت اجتماعی دارد؛ اما در شرایط تحولات سریع و ارزش‌های متغیر، این رویکرد با خطراتی به‌مانند نسبی‌گرایی و تقلیل اخلاق به کارکردهای ابزاری مواجه می‌شود که می‌تواند بر سلامت‌روان جمعی اثرات نامطلوب برجای گذارد. این پژوهش بر ضرورت بازتعریف انتقادی غایت‌مداری اخلاق درمواجهه‌با چالش‌های فرهنگی و اجتماعی معاصر تأکید می‌کند. به‌منظور حفظ کارآمدی اخلاق در تثبیت هویت فردی و تعادل روانی، بازسازی این رویکرد براساس اقتضائات تحول‌یافته فرهنگ ضروری است تا همچنان بتواند در ارتقای سلامت‌روان و انسجام اجتماعی مؤثر واقع شود.