تبیین گفتمان روایی رمان «پس‌از تو» براساس آراء تودوروف و ژنت باتأکیدبر دلالت‌های فرهنگی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات‌فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاداسلامی، آستارا، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات‌فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاداسلامی، آستارا، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات‌فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاداسلامی، آستارا، ایران.

doi
https://doi.org/10.82338/aukh.2025.1226116
چکیده

رمان «پس‌از تو» اثر جوجو مویز با پیچیدگی‌های روایت و بازنمایی تجربه‌های درونی شخصیت‌ها، بستری غنی برای بررسی سازوکارهای گفتمان روایی و دلالت‌های فرهنگی فراهم می‌آورد. این پژوهش با رویکرد روایت‌شناسی ساختارگرا مبتنی‌بر نظریه‌های تزوتان تودوروف و ژرار ژنت و با روش‌تحلیل کیفی-توصیفی، به بررسی تحول شخصیت لوئیزا کلارک و تعاملات او با شخصیت‌های مکمل می‌پردازد. تودوروف با مدل سه‌مرحله‌ای شامل وضعیت اولیه، دگرگونی و تعادل جدید، مسیر احساسی و بازسازی هویت لوئیزا پس‌از مرگ ویل ترینر را تبیین می‌کند. نظریۀ ژنت با مفاهیمی همچون زمان، دیدگاه و صدای روایی، تحلیل سازمان‌دهی روایت و استفاده از فلش‌بک‌ها و روایت غیرخطی را ممکن می‌سازد و بازنمایی تجربه‌های ذهنی شخصیت اصلی را تقویت می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این ترکیب رویکردها نقش مؤثری در بازنمایی دلالت‌های فرهنگی مرتبط‌با سوگ، هویت‌یابی، مناسبات عاطفی و تعادل میان استقلال و وابستگی دارد. نتایج حاکی از آن است‌که تلفیق تحلیل ساختاری و روایت‌شناسانه، درک عمیق‌تری از قدرت روایت و تولید معناهای چندلایه فرهنگی در رمان فراهم می‌آورد.