نقش آموزههای معنوی در توانمندسازی اجتماعی و سبک زندگی: تحلیل تطبیقی مثنوی معنوی و آثار کاترین پاندر
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیاتفارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.
2 گروه زبان و ادبیاتفارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.
3 گروه زبان و ادبیاتفارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران.
doi
https://doi.org/10.82338/aukh.2025.1221444چکیده
تحول سبک زندگی و توانمندسازی اجتماعی از مهمترین چالشهای جوامع معاصر است و تحلیل نقش مؤلفههای معنوی در این حوزه میتواند به ارائۀ چارچوبهای نُوین فرهنگی و تربیتی کمک کند. روشتحقیق از نظر هدف بنیادی از بُعد ماهیت کیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی بهواکاوی آموزههای توانمندسازی، خودباوری، دعا، عشق الهی و سبک زندگی در مثنوی معنوی مولانا و آثار کاترین پاندر میپردازد. پژوهش با هدف، تبیین سازوکارهای معنوی مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فردی و تعاملات اجتماعی، وجوه اشتراک و افتراق این دو دستگاه فکری در زمینۀ تحول اجتماعی و بهبود نگرش فرهنگی است. یافتهها نشان میدهد که هر دو منظومه باتأکیدبر اتصال انسان به منبع معنا/هستی، بر ایجاد نگرش مثبت، تقویت عاملیت فردی، افزایش مشارکت اجتماعی و اصلاح سبک زندگی تأکید دارند؛ با این تفاوت که مولانا نگاه شهودی–عرفانی و پاندر دیدگاه کاربردی–روانشناختی به توانمندسازی ارائه میدهند. این نتایج میتواند مبنایی برای طراحی برنامههای آموزشی، مداخلات روان-اجتماعی و سیاستگذاریهای فرهنگی در جهت ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد.