نقش شرط مارتنس در توسعه حقوق بين الملل بشردوستانه در قبال چالش هاي جدید

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 استادیار گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل عمومی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

زمینه‌و‌هدف:«شرط مارتنس»که ریشه در اندیشه‌های مکتب‌حقوق‌طبیعی دارد و تجلی آن در‌‌منابع حقوق‌بین‌الملل‌بشردوستانه به‌ویژه در ماده 3 مشترک بروز و ظهور نموده، به حَسَب عناصر مُقَوِّم مندرج در این اعلامیه، یعنی«اصول‌انسانیت و احکام وجدان عمومی»(opinio juris)، امروزه از جایگاه‌خاصی در شکل‌گیری قواعد‌حقوق‌بین‌الملل‌عرفی برخوردار است.بخش چشم‌گیری از قواعد حقوق‌بشردوستانه را قواعد حاکم بر کاربرد ابزارها و روش‌های جنگی تشکیل می‌دهند که مطابق حقوق بین‌الملل‌بشردوستانه، حق‌دولت‌ها در انتخاب و استفاده از ابزارها و روش‌های جنگی، نامحدود نیست و از طرفی یکی از چالش‌های پیش روی جامعه بشریت که در سال‌های اخیر نگرانی‌های بشری و زیست‌محیطی فراوانی را بوجود آورده، خلأ قاعده در خصوص تولید و استفاده از ابزارهای نوین جنگی‌خودکار است که در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سئوال هستیم‌که«شرط مارتنس»در قبال تحدید بکارگیری این چالش برای ساخت‌قاعده چه نقشی دارد. روش: این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی بر پایه مطالعات اسنادی با ابزار فیش‌برداری، مورد تدقیق، تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نتایج:باتوجه به آثار متعدد متأثر از«شرط مارتنس» و درج اصول شرط در مقدمه پیش‌نویس کنوانسیون تسلیحات خودکار2023، نتایج حاکی از آن دارد که دولت‌ها می‌توانند اصول این اعلامیه را به عنوان سازوکاری برای خلق قاعده در حقوق بین الملل عرفی قلمداد نمایند.چرا که تا رسیدن جامعه جهانی به یک هدف مشترک برای ایجاد قاعده‌عرفی الزام‌آورعام‌الشمول، موضوع باور الزام حقوقی(opinio juris) به اصول کلی حقوق بشردوستانه، ابتدائاً‌ باید در باور دولت‌ها شکل بگیرد.