بازخوانی مفاهیم ساختارگرایانه و بازنماییهای فرهنگی از منظر ادبی در آثار هوشنگ سیحون
نویسندگان
1 دانشآموختۀ مهندسی معماریاسلامی، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنراسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 گروه هنر و معماری، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران
doi
چکیده
در ساحت تاریخ معاصر ایران، تجلی پیوند میان کالبد و معنا در ابنیۀ یادمانی، بازتابدهندۀ دیالکتیک میان منطق فنی و انگارههای اصیل فرهنگی است. این پژوهش با تمرکز بر آثار هوشنگ سیحون در نیمۀ دوم سدۀ بیستم، به واکاوی چگونگی تبدیل نظام کالبدی به بیانی استعاری و بازنمایانۀ هویت ملی میپردازد و میکوشد نسبت میان ساختار مادی و خوانشهای نشانهشناختی را در سازمان فضایی آرامگاههای منتخب تبیین کند. روشتحقیق، تفسیری–تاریخی با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای بصری سامانیافته است. دادهها از طریق مطالعات اسنادی و بررسی میدانی گردآوری شدهاند. جامعۀ شامل آرامگاههای ابوعلیسینا در همدان، کمالالملک و خیام در نیشابور و نادرشاه افشار در مشهد است که بهسبب تنوع در برخورد با کالبد، هندسه و محتوای فرهنگی شخصیتهای هدف انتخاب گردیدهاند. نتایج حاکی از آن است که فرایند طراحی در آثار سیحون با بهرهگیری از ساختار عریان، موفق به خلق زبانی شده است که در آن، عناصر صلب نه صرفاً بهمثابۀ اجزای باربر، بلکه در نقش دالهای فرهنگی عمل میکنند. بهگونهای که در آرامگاههای بوعلی و خیام، هندسه به ساحت ریاضیات و حکمت ارجاع میدهد، در مزار کمالالملک، ساختار با ظرافتهای هنر تدوین پیوند میخورد و در بنای نادرشاه، صراحت فرمی به بازنمایی اقتدار تاریخی میپردازد. درنتیجه، این آثار فراتر از رویکردهای صرفاً فرمال، بازتعریف هویت ایرانی را از طریق تلفیق نظم کالبدی و بیان ادبی محققساخته و طراحی را بهسان یک متن چندلایه برای بازنمایی تاریخ تمدنی ارائه میدهند.