تحلیل «خورشید و جمشید» بر پایه نظریه پراپ
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا.
2 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور(استادیار).
3 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا، همدان(استادیار).
doi
چکیده
"ریختشناسی" یکی از مباحث اساسی نقد ساختاری است کهدر آن منتقد در پی یافتن روابط میان ساختار داستان است. این مبحث را نخستین بار ولادیمیر پراپ با الهام از اندیشههای فردینان دو سوسور در بحث ساختارشناسی زبان وارد عرصه نقد ادبی کرد. وی که اساس کارش را بر پایه اعمال شخصیتهای موجود در داستان قصههای پریان قرار داد، پس از تجزیه و تحلیل کنشها و کارکردهای این داستانها، به وضوح دریافت که همه داستانها از قوانین و ساختار واحدی تبعیت میکنند، و میتوان این قوانین ساختاری را به عنوان فرمولی کلی درباره داستانهای سایر ملل نیز به کار برد. این مقاله با تجزیه و تحلیل ساختاری داستان جمشید و خورشید که یکی از سرودههای موفق ادبیات غنایی فارسی است، سعی میکند تا با بررسی کارکردها و سیر توالی آنها در هر نقش و مقایسه با نظریه پراپ، به میزان انطباق این کارکردها با نقشها و خویشکاریهای موجود در داستان دست یابد.