جلوههای جبر و اختیار در لزومیات معرّی و مثنوی مولوی
نویسندگان
1 دانش آموخته زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا، همدان.
2 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان
doi
چکیده
جبر و اختیار از دیرپاترین و مناقشهانگیزترین مسائلی است که همواره مورد بحث و جدال متکلمان و اندیشمندان اسلامی بوده است. از جمله این متفکران در ادب عربی ابوالعلاء معرّی شاعر و فیلسوف بنام سده چهارم و پنجم هجری است که اندیشههای خود را پیرامون قضا و قدر و سرنوشت آدمی در دیوان لزومیات که حاصل نزدیک به نیم قرن عزلت شاعر است گرد آورده است. در ادب فارسی نیز مولوی شاعر و عارف نامآور سده هفتم هجری در مثنوی از جبر و اختیار و مسائل مربوط به آن سخن گفته است. نوشتار حاضر بر آن است که در چشماندازی تطبیقی به بررسی همگونیها و ناهمگونیهای دیدگاه این دو شاعر نامی به مسأله جبر و اختیار در دیوانهای لزومیات و مثنوی بپردازد. روش پژوهش کتابخانهای است و دادهها با روش تحلیل محتوا بررسی و تحلیل شده است.