اثر سلولهای بنیادی حاوی ژن TSP-1 به همراه لترازول بر میزان ROS و VEGF در سندرم تخمدان پلی¬کیستیک القاء شده توسط استرادیول والپرات در مدل رت ماده نژاد ویستار
نویسندگان
1 گروه زیست شناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه زیست شناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه بافت شناسی و پاتولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی کاشان، کاشان، ایران
4 گروه زیست شناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/ascij.2024.1952846.1364چکیده
سندرم تخمدان پلیکیستیک ( PCOS ) یک اختلال ناهمگن پیچیدهی ژنتیکی، اندوکرینی و متابولیکی و شایعترین بیماری اندوکرین و اختلال متابولیکی در سنین باروری و مهمترین علت نازایی ناشی از عدم تخمک گذاری در زنان محسوب میشود. شـواهدی متعددی مبنی بر رابطه مستقیم و نزدیک بـین التهاب سیستمیک و موضعی و میزان آنزیوژنز و PCOS وجود دارد. در این پژوهش، 40 سر رت ماده نژاد ویستار در 5 گروه موشهای گروه کنترل، موشهای دارای سندرم پلیکیستیک (با تزریق استرادیول والپروات)، موشهای دریافتکننده سلولهای بنیادی TSP-1 و موشهای دریافتکنندهی داروی لترازول و موشهای دریافتکنندهی همزمان سلولهای بنیادی TSP-1 و داروی لترزازول تقسیمبندی شدند. سپس میزان VEGF به روش Real Time PCR و ROS به روش الیزا سنجش گردید. رتهای ماده نژاد ویستار مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک در قیاس با گروه کنترل، افزایش میزان بیان ژن VEGF و سطح ROS بافتی را دارند که این میزان معنادار میباشد. بررسي نتايج حاکی از کاهش معنادار میزان بیان ژن VEGF و سطح ROS در قیاس با گروه موشهای PCOS گردید. بیشترین کاهش در موشهای دریافت کننده ی لتررازول و به همراه سلول بنیادی حاوی TSP-1 در قیاس با دو تیمار دیگر در هر دو فاکتور VEGF و ROS دیده میشود. سطح ROS و VEGF با افزایش تودههای تخمدان همراه است و از طرفی افزایش تودههای تخمدان با ایجاد شرایط هیپوکسی، آندروژنها، انسولین و AMH ممکن است که باعث افزایش مقادیر VEGF گردد.