مقایسه دیدگاههای مشترک کزازی و یونگ(خودآگاه، ناخودآگاه)
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی(استاد).
2 کارشناسی ارشد ادبیات تطبیقی.
doi
چکیده
اندیشمندان علوم انسانی سنگ بنای تفکرات خویش را بر تعریف انسان گذاشته و آثار خود را بر بنیان این شناسایی بنا کردهاند. چگونگی نگرش آنها به انسان مسیر اندیشهشان را تعیین میکند. ابتدا باور بر این بود که ناخودآگاه من دیگری است که در وجود هر انسانی قرار دارد. در قرن هفدهم لایبنیز (Leixniz) در اعتراض به دکارت(Descates) عملکرد ناخودآگاه را در برابر ضمیر خودآگاه قرار داد. او اظهار داشت که هر آنچه در زیر نگاه از توجه ضمیر خودآگاه دور میماند به ضمیر ناخودآگاه انتقال مییابد. این نظریه به عنوان مسأله اساسی، محور مباحث فیلسوفان مکتب رمانتیک قرار گرفت. شیلینگ(Schiling) نخستین فیلسوف رمانتیکی است که ناخودآگاه را به مبحث اراده کورکورانه پیوند زد. در این مقاله سعی شده است ضمن پرداختن به تعریف و بررسی خودآگاه و ناخودآگاه به صورت اجمالی و فشرده به مقایسه دیدگاههای کزازی و یونگ پرداخته شود.