توصیف ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی و دبیر ادبیات

doi
https://doi.org/10.82183/dif.2025.1206605
چکیده

صفت در لغت به معنی ویژگی است و در اصطلاح دستور زبان، واژه‌ای است که همراه با اسم به کار می‌رود و یکی از ویژگی‌های آن را بیان می‌کند. هر یک از دستورنویسان، برای صفت تعریفی ارائه کرده‌اند که با اندکی تسامح می‌توان گفت همه آن‌ها بر پایه ویژگی و چگونگی اسم بنا شده‌اند. پژوهش حاضر به ساختمان دستوری «صفت» در گویش لایزنگانِ داراب اختصاص یافته است. روشِ گردآوریِ مطالب این پژوهش به دو صورت میدانی و کتابخانه‌ای بوده و روش پژوهش نیز تحلیل محتوا با رویکرد تحلیلی-توصیفی بوده است. امروزه با توجه به دیدگاه‌های نوین زبان‌شناسی و توجه بیش‌ازحد دستورپژوهان به جایگاه و محل قرارگرفتن واژه‌ها در جمله، صفت را نیز ازنظر جایگاه و به‌طور کلی در گروه اسمی موردبررسی قرار می‌دهند. اما به نظر می‌رسد این کافی نیست؛ چراکه ویژگی بسیاری از مقوله‌های دستوری، به‌ویژه بخشی که مربوط به زایایی زبان فارسی می‌شود، مورد غفلت قرار گرفته است. بنا بر ضرورت و اهمیت این مسئله، نگارنده در این جستار، کوشیده است تا صفت در گویش لایزنگانی را ازنظر مفهوم، ساختمان، ثابت یا درجه‌ای بودن، کاهش، افزایش و اعتدال (سنجش و مقایسه)، جایگاه (پیشین یا پسین بودن)، جایگاه صفت بیانی و موصوف و تقدم و تأخر آن، رابطه دستوری گروه وصفی و مطابقت صفت و موصوف موردبررسی قرار دهد.