بررسی تطبیقی جواهرآلات و لباس زنان ایلامی در دیوان شاکه و خانمنصور و دیوان حشمت منصوری
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی
2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران
doi
https://doi.org/10.82183/dif.2025.1212919چکیده
پوشش محلی و بومی هر کشوری، بخش مهمی از فرهنگ آن سرزمین را پدیدار میسازد که دارای شاخصههای ارزشمند و با قدمتی است. یکی از راههای تبیین و تشریح جایگاه لباس در فرهنگ ایرانی، بررسی بازتاب این موضوع در ادبیات، بهخصوص، شعر است. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، انواع پوشش و جواهرآلات زنان ایلامی در شعر شاکه و خانمنصور و حشمت منصوری بررسی میشود. این تحقیق نشان میدهد شاکه و خانمنصور بهعنوان شاعران سنتی و حشمت منصوری بهعنوان شاعر معاصر در توجه به پوشش محلی مردم ایلام، از لباس زنان، منزلت اجتماعی و شکوه زن کرد را به تصویر کشیدهاند. دیدگاه حشمت منصوری در این بین وسیعتر از نگرش شاکه و خانمنصور است. در میان البسه زنان کرد، «سهروهن» با 45% در شعر شاکه و خانمنصور و «هبهر» و «کهرواس» با 18% در شعر حشمت منصوری بالاترین بسامد را داراست. زیورآلات «بان سهروهنی» و «کلونگ»، هرکدام با 50% در شعر شاکه و خانمنصور و «گول کیف» با 36% در شعر حشمت منصوری، دارای بالاترین بسامد است. جامعه آماری پژوهش، دیوان شاکه و خانمنصور و دیوان حشمت منصوری و نمونه آماری، اصطلاحات مربوط به البسه و زیورآلات زنان است.