ترجیحات مسکن زنان در مجتمع های مسکونی بلندمرتبه
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
3 دانشیار معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت، تهران، ایران
4 گروه معماری، دانشکده معماری ، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ، تهران ، ایران
doi
10.71930/dpau.2025.1197806چکیده
سبک زندگی بهعنوان مجموعهای از فعالیتها و الگوهای رفتاری، نقشی کلیدی در شکلگیری نیازها و ترجیحات افراد در محیطهای مسکونی ایفا میکند. مطالعه این مفهوم میتواند به طراحی و برنامهریزی فضایی محیطهای مسکونی کمک کرده و زندگی ساکنان را با نیازهای واقعی آنها همسو کند. ازآنجاکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل میدهają و نقش قابلتوجهی در مدیریت خانه و خانواده دارند، شناخت سبک زندگی آنان از اهمیت بسیاری برخوردار است. این موضوع میتواند بینشهایی درباره تأثیر محیط مسکونی بر سلامت جسمی و روانی زنان ارائه دهد و همچنین به طراحی فضاهایی منجر شود که نیازهای متفاوت آنها را بهتر برآورده کند. بااینحال، سبک زندگی زنان و ارتباط آن با طراحی مسکن، در مطالعات گذشته کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی سبک زندگی زنان در مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه محصور در شهر تهران بوده است که با تحلیل فعالیتهای روزمره، الگوهای سبک زندگی آنها را مشخص کرده و ترجیحات مسکونی مرتبط با هر سبک را دستهبندی کرده است. استفاده از روش خود مردمنگاری و تحلیل کیفی دادهها از طریق کدگذاری و استخراج مضامین اصلی، ابزارهای اصلی این پژوهش برای درک عمیقتر از این موضوع بوده است. در این راستا، روایتهای زندگی ۳۵ زن ساکن در مجتمعهای شاخص منطقه ۲ تهران، که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، جمعآوری و سپس از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته تکمیل گردید. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک انجام شد که منجر به شناسایی الگوهای مشخصی از نیازها و اولویتها گردید. جمعبندی ترجیحات زنان ساکن در مجتمعهای مسکونی محصور وجود چند دستهبندی کلی را نشان میدهد که بر اساس سبک زندگی و اولویتهای متفاوت آنان شکلگرفتهاند. این دستهبندیها شامل ترجیحات مرتبط با سبک زندگی پرمشغله (نیاز به فضاهای کارآمد و آرام)، خانوادهمحور (تمایل به فضاهای بزرگ و مشترک خانوادگی)، خلوتطلب (اولویت دادن به حریم خصوصی)، اجتماعمحور (نیاز به فضاهای تعاملی)، همزیستی با حیوانات خانگی (نیاز به فضاهای ایمن برای حیوانات) و طبیعتگرا (تمایل به ارتباط با فضای سبز) است. دامنه متنوعی از سبک زندگی زنان در مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه ایجاب میکند که طراحی و برنامهریزی در مقیاسهای واحدهای خصوصی، فضای نیمهعمومی و عمومی بهگونهای انجام شود که انعطافپذیری لازم برای پاسخگویی به سبکهای زندگی متنوع را دارا باشد. تنوع در نیازها و اولویتهای ساکنان، بر اهمیت طراحی فضاهایی تأکید میکند که بتوانند بهصورت همزمان جنبههای گوناگون زندگی روزمره را، از فعالیتهای شخصی و حرفهای گرفته تا نیازهای اجتماعی و ارتباط با طبیعت، در سطوح مختلف پاسخگو باشد. نتایج این پژوهش میتواند راهنمای معماران و برنامهریزان شهری برای ایجاد محیطهای مسکونی با کیفیتتر و منطبق با نیازهای واقعی ساکنان، بهویژه زنان، باشد.