تحلیل زیبایی شناسی عینی گرا در معماری پهلوی در شهر تهران
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تهران غرب، تهران، ایران
2 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.71930/dpau.2025.1191754چکیده
پژوهش حاضر به تحلیل زیباییشناسی از منظر عینیگرایی در معماری دوره پهلوی در تهران میپردازد. یکی از بارزترین ویژگیهای معماری، آفرینش بنایی زیباست که حسی خوشایند را در کاربرانش برانگیزد؛ علم زیباییشناسی نیز به درک همین عواملی میپردازد که ادراک زیبایی را ممکن میسازند. در واقع، زیباییشناسی فرآیند چراییِ زیبا بودن یک اثر و چگونگی درک و تحلیل آن توسط افراد را توضیح میدهد. در حالی که دو دیدگاه اصلی – ذهنیگرا و عینیگرا – وجود دارد، این تحقیق بر دیدگاه دوم تمرکز دارد. دیدگاه عینیگرا بر این فرض استوار است که زیبایی در ویژگیهای ذاتی خودِ اثر نهفته است و میتوان آن را به صورت جهانی تحلیل کرد، در حالی که دیدگاه ذهنیگرا بسیار شخصی و وابسته به فرهنگ بوده و از این رو کمتر قابل تعمیم است. با توجه به تحولات چشمگیر در معماری ایران طی دورههای اول و دوم پهلوی، که هم از مدرنیسم و هم از احیای فرمهای ایران باستان تأثیر پذیرفته بود، این پژوهش قصد دارد سیر تحول زیباییشناسی عینی را در این دوران سرنوشتساز ردیابی کند. این مطالعه، با پیروی از سنت پژوهش کیفی، از روش تحلیلی-توصیفی و تطبیقی بهره میبرد. پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانهای، تحلیل دادهها و مشاهدات میدانی استوار است تا ویژگیهای زیباییشناسی عینی را در هشت بنای نمادین دوره پهلوی بررسی نماید: دبیرستان البرز، موزه ایران باستان، ایستگاه راهآهن تهران، ساختمان بانک ملی ایران، موزه فرش، موزه هنرهای معاصر، برج آزادی و ساختمان مجلس سنای سابق . این بناهای مشخص به عنوان نمونههای شاخصی از تحولات معماری در هر دو دوره پهلوی انتخاب شدهاند تا امکان یک تحلیل مقایسهای را فراهم آورند. نتایج نشان میدهد که مؤلفههای زیباییشناسی «فرم معماری» و اصل «وحدت در عین کثرت» به طور مداوم و به عنوان عاملی بنیادین در تمامی هشت بنا حضور دارند. این عناصر به عنوان محرکهای اصلی در شکلگیری و ادراک عینی زیبایی در معماری این دوره شناسایی میشوند. پژوهش در نهایت نتیجه میگیرد که علیرغم تفاوتهای سبکی میان دورههای اول و دوم پهلوی، این اصول بنیادین عینیگرایانه، ثوابت پایداری بودند که زبان زیباییشناختی منسجمی را برای مهمترین بناهای عمومی آن دوران تعریف کردند.