بهینه سازی و تحلیل مولفههای ادراکی نور روز در فضاهای آموزشی مدارس سمای دانشگاه آزاد بجنورد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
2 استادیار، گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند ایران.
3 استادیار گروه معماری، موسسه آموزش عالی خاوران مشهد، مشهد، ایران
doi
10.71930/dpau.2025.1197668چکیده
نور روز به عنوان یکی از عناصر بنیادین در طراحی معماری، نقشی حیاتی در تعریف کیفیت فضا، سلامت روان و عملکرد کاربران ایفا میکند. این عنصر طبیعی نه تنها بر تنظیم چرخههای بیولوژیکی و حالات روانی مانند آرامش یا اضطراب تأثیرگذار است، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند، بر ادراک عناصری چون رنگ، فرم و بافت در فضا نیز اثر میگذارد. در فضاهای آموزشی که دانشآموزان ساعات طولانی را در آن سپری میکنند، کیفیت روشنایی اهمیت دوچندان مییابد. طراحی نامناسب و عدم بهرهگیری بهینه از نور روز میتواند به مشکلاتی نظیر کاهش تمرکز، خستگی بصری، خیرگی و توزیع ناهمگون نور منجر شود که نهایتاً بر سلامت و بازدهی تحصیلی دانشآموزان تأثیر منفی میگذارد. علیرغم اهمیت انکارناپذیر این موضوع، بسیاری از مدارس موجود فاقد طراحی روشنایی مطلوب هستند. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، تحلیل و بهینهسازی مؤلفههای ادراکی نور روز در فضاهای آموزشی و ارائه راهکارهای معمارانه برای ارتقای کیفیت محیط یادگیری است. این پژوهش با رویکردی کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی، به مطالعه موردی مدرسه دخترانه سمای دانشگاه آزاد بجنورد پرداخته است. فرآیند گردآوری دادهها به صورت میدانی و کتابخانهای انجام شد و ابزار اصلی آن، پرسشنامهای جامع بود که در اختیار جامعه آماری متشکل از ۴۵۰ متخصص معماری فعال در زمینه طراحی فضاهای آموزشی قرار گرفت. دادههای حاصل با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند. همچنین، برای اعتبارسنجی مدل مفهومی پژوهش و بررسی روابط علی بین متغیرهای چهارگانه (فردی-نگرشی، ساختاری-انسانی، اقتصادی و فرهنگی-آموزشی)، از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده گردید. نتایج تحلیلها نشان داد که وضعیت بهرهمندی از نور روز در مدرسه مورد مطالعه، در محدوده “محافظهکارانه” قرار دارد و نیازمند بهبود جدی است. توزیع نور در فضاهای کلیدی مانند کلاسهای درس، ناهمگون بوده و بخشهایی از فضا از نور کافی بیبهرهاند. بر اساس این یافتهها، راهکارهای مشخصی برای بهینهسازی ارائه شد؛ از جمله افزودن سایبانهای افقی برای کنترل تابش مستقیم و جلوگیری از خیرگی، استفاده هوشمندانه از پردهها برای تعدیل نور، و تعبیه پنجرههای جانبی و نواری جهت اطمینان از نفوذ یکنواخت نور به عمق فضا. این پژوهش در نهایت نتیجهگیری میکند که طراحی دقیق و علمی مبتنی بر مؤلفههای ادراکی نور روز، نه تنها به بهبود چشمگیر کیفیت محیط آموزشی و ارتقای سلامت و تمرکز دانشآموزان منجر میشود، بلکه با کاهش وابستگی به روشنایی مصنوعی، گامی مؤثر در جهت تحقق معماری پایدار و کاهش مصرف انرژی است.