بازشناسی نقش بازار به عنوان عنصر ساختاری محلات در مکتب شهرسازی تبریز (مورد مطالعاتی: بازار بزرگ تبریز)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استاد گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه علم و صنعت، تهران، ایران

4 استاد، گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران، ایران

doi
10.71930/dpau.2025.1194986
چکیده

در تاریخ ایران، به‌ویژه پس از ورود اسلام، مکاتب هنری، معماری و شهرسازی به عنوان مؤلفه‌های تمدن‌ساز، همواره متأثر از فرهنگ، باورهای مذهبی، سیاست و ویژگی‌های جغرافیایی-اجتماعی بوده‌اند. این مکاتب، مانند مکتب اصفهان، تأثیراتی فراتر از محدوده مکانی و زمانی خود بر جای گذاشته‌اند. یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین این مکاتب که پیش‌زمینه مکتب اصفهان نیز محسوب می‌شود، مکتب شهرسازی تبریز است. این مکتب که ریشه‌های آن به دوره ایلخانی (قرن هفتم ه.ق) بازمی‌گردد و در دوره صفوی به اوج شکوفایی خود می‌رسد، «بازار» را به عنوان یکی از کلیدی‌ترین عناصر ساختاری و هویتی خود معرفی می‌کند. در حالی که بازار در اغلب شهرهای ایرانی نقشی اقتصادی-اجتماعی داشته، در مکتب تبریز کارکردی فراتر می‌یابد و به مثابه قلب تپنده شهر، سازمان فضایی و کلیه شئون زندگی شهری و توسعه محلات را به طور مستقیم تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. هدف اصلی این پژوهش، استنتاج نقش هویتی و بازشناسی تجلیات کالبدی، اقتصادی و اجتماعی بازار در چارچوب مکتب شهرسازی تبریز و تحلیل تأثیر آن بر شکل‌گیری و ساختار محلات پیرامونی است. این تحقیق با ماهیتی تاریخی و با به‌کارگیری روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده‌ها عمدتاً بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای گسترده (شامل اسناد تاریخی، متون مرتبط با مکتب شهرسازی و تاریخ بازار تبریز) و تحلیل محتوای آن‌ها صورت گرفته و با مشاهدات میدانی از بازار و محلات تکمیل شده است. این رویکرد پژوهشی به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه بازار تبریز به عنصری فراتر از یک فضای تجاری بدل شده و ساختار شهر را تعریف کرده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که عوامل شکل‌دهنده و اثرگذار بر بازار تبریز و محلات پیرامونی آن در چهار بعد اصلی کالبدی، محتوایی، کارکردی و محیطی قابل بازشناسی هستند. ویژگی‌هایی چون رشد ارگانیک و تدریجی، توانایی ایجاد محورهای حرکتی اصلی و فرعی، شکل‌دهی به کانون‌ها و مراکز عمومی (مانند مساجد و کاروانسراها)، برخورداری از ورودی‌های متعدد که ارتباطی یکپارچه با بافت شهر برقرار می‌کنند، و ایفای نقش دوگانه «مقصد» (برای تجارت) و «مسیر» (برای عبور و مرور) ، از جمله مؤلفه‌های بنیادینی هستند که نقش بی‌بدیل بازار را در ساخت و توسعه پایدار محلات تبریز تبیین می‌کنند و الگویی منحصر به فرد از شهرسازی ایرانی-اسلامی را به نمایش می‌گذارند.