واکاوی و تحلیل آسیب¬شناسی معماری تئاترشهر با رویکرد بینامتنیت
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه معماری،واحد تهران مرکز،دانشکاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
3 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 گروه معماری، واحد رودبار، دانشگاه آزاد اسلامی، رودبار، ایران.
doi
https://doi.org/10.71930/dpau.2025.1204406چکیده
ساختمان تئاتر شهر، به عنوان یکی از شاخصترین نمونههای معماری مدرن ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران و علاقهمندان به هنر و معماری بوده است. این بنا که با طراحی منحصربهفرد خود، ترکیبی هوشمندانه از اصول معماری سنتی ایرانی و گرایشهای مدرن را به نمایش میگذارد، جایگاه ویژهای در حافظه جمعی و منظر شهری تهران دارد. معماران و طراحان این اثر توانستهاند با بهرهگیری از فرمهای هندسی ساده و انتخاب مصالح اصیلی همچون آجر و بتن، هویتی بصری متمایز و ماندگار برای آن خلق کنند. با وجود اهمیت و جایگاه این اثر، درک عمیق و چندلایه آن مستلزم توجه به ابعاد گوناگون شکلگیری آن است. یکی از چالشهای اساسی در تحلیل آثار معماری، اغلب غفلت از لایههای متنی و بسترهای فکری، فرهنگی و تاریخیِ مؤثر بر طراحی و ساخت آنها بوده است. در این راستا، نظریه بینامتنیت با تأکید بر درک مخاطب از اثر در بستری از روابط معنایی پیچیده و درهمتنیده، ابزاری قدرتمند و کارآمد برای تحلیل معماری فراهم میکند. این نظریه به ما اجازه میدهد تا چگونگی تأثیر متون مختلف – اعم از متون بصری، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی – بر شکلگیری و تفسیر یک اثر معماری را بررسی کنیم. پژوهش حاضر با هدف آسیبشناسی معماریِ شاخص تئاتر شهر و شناسایی مؤلفههای بینامتنیِ مؤثر بر شکلگیری این بنا انجام شده است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل دقیق روابط میان اجزای مختلف معماری تئاتر شهر و بررسی پیوندهای بینامتنی آن در گذر زمان و در بسترهای فرهنگی گوناگون است. پرسشهای اساسی که این مطالعه به دنبال پاسخگویی به آنهاست عبارتند از: مهمترین آسیبهای وارد شده به معماری تئاتر شهر چه بوده است؟ و چگونه میتوان معماری این بنا را با رویکرد بینامتنی تفسیر و تحلیل کرد؟ این پژوهش از نوع ترکیبی است و از روشهای تحلیلی-توصیفی برای بررسی ویژگیهای کالبدی و فضایی بنا و از روش تفسیری-تاریخی برای درک زمینههای شکلگیری و تحولات آن استفاده میکند. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که شبکه ارتباطات بینامتنی به لحاظ مفهومی و تکوینی در تئاتر شهر، رابطهای ساختارمند و معنادار با دیاگرام فضایی آن دارد. ساختار کلیِ فرم ساختمان بر اساس سازماندهی فضاهای داخلی استوار است و شکلگیری عناصر شکلی (فرمی) همچون خطوط و حجم کلی بنا، نمایانگر هندسه منظم و نحوه اتصال هوشمندانه آن به زمین است. دیاگرام فضایی تئاتر شهر با تأکید بر پلان ساختمان، فضایی میانی و گذار را بین پوسته بیرونی و رواقهای پیرامونی با هسته مرکزی بنا ایجاد کرده است.