ارزیابی میزان اثربخشی الگوی مدیریت بصری در ارتقاء کیفیت سیما و منظر شهری(نمونه موردی منطقه ۷ شهرداری تهران)

نویسندگان

1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده جغرافیا، واحد یادگار امام خمینی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران

3 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده جغرافیا، واحد یادگار امام خمینی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
https://doi.org/10.71930/DPAU.2024.1203896
چکیده

امروزه نابسامانی و اغتشاش در سیما و منظر شهرهای ایران بخصوص کلان‌شهر تهران، واقعیتی پذیرفته‌شده توسط مسئولین، صاحب‌نظران و عامه مردم است. در واقع مدیریت شهری به دلیل عدم توجه به‌تناسب میان عناصر طبیعی و انسانی و عدم استفاده از ویژگی‌های مدیریت یکپارچه و برنامه‌ریزی مشارکتی نتوانسته موجب ارتقاء در سیما و منظر منطقه 7 شهرداری تهران شود. با توجه به این مشکل، سؤال‌های اصلی این پژوهش بررسی معیارهای تأثیرگذار بر مدیریت بصری در ارتقاء سیما و منظر شهری و بررسی چرایی عدم تحقق مدیریت بصری منطقه 7 تهران است. هدف این مقاله، میزان اثربخشی الگوی مدیریت بصری در ارتقاء کیفیت سیما و منظر منطقه 7 شهرداری تهران است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. داده‌های این تحقیق، به روش کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری‌شده است. جامعه‌ آماری این تحقیق را  80 نفر از کارشناسان برنامه‌ریزی شهر تهران تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه‌ای بوده است. اطلاعات به‌دست‌آمده، با استفاده از تکنیک تاپسیس تحلیل ‌شده‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که معیار ارتقا پیوستگی و تداوم در بین نشانه‌ها و فضاهای اصلی شهر ، با کسب امتیاز 504/0 توانسته است در صدر معیارهای مورد بررسی قرار بگیرد در همین راستا معیار توجه به یکپارچگی و هماهنگی ساختاری و سازمانی، با کسب امتیاز 484/0 توانست جایگاه دوم را در بین معیارها  به خود اختصاص دهد و معیاری که جایگاه سوم را به خود تخصیص داد می‌تواند به این موضوع اشاره کند که نقش طبیعت و فضای سبز در سطح شهر با اهمیت است و در نهایت اینکه معیارهایی مانند ارتباط هر فضا یا ساختمان با سایر فضاها، وجود ملاحظات زیست‌محیطی در ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری، و ...به ترتیب در رتبه‌های پایین‌تری قرار دارند. رویه مورد تأکید در تهیه و اجرای برنامه‌های مدیریت بصری در سیما و منظر منطقه 7 شهرداری تهران، مشارکتی است، اما آنچه که در اجرا رخ‌داده است، برخورداری از مشارکت‌های کم مردمی است، زیرا ساکنان محلات با شهرداری، دفاتر توسعه محله‌ای و شورایاری‌های محله همکاری نمی‌کنند و به آن‌ها اعتماد ندارند و از خود مقاومت زیادی نشان می‌دهند. برنامه‌های مدیرت بصری منطقه 7 شهرداری تهران با ساختار مدیریتی متمرکز به‌صورت از بالا به پایین تهیه و اجراشده‌اند. دستگاه‌های تأمین‌کننده منابع مالی به‌صورت هماهنگ با هم به محلات خدمات ارائه نمی‌دهند. ارگان‌های مدیریت شهری به‌صورت یکپارچه عمل نمی‌کنند. از این رو این برنامه‌ها از یکپارچگی هم برخوردار نیستند. در نهایت می‌توان گفت که برای تحقق مدیریت بصری در ارتقاء سیما و منظر منطقه 7 شهرداری تهران باید تناسب بین عناصر طبیعی و انسانی برقرار شود. از ویژگی‌های مدیریت یکپارچه شهری(همه‌جانبه نگری به ابعاد کالبدی، محیطی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و هماهنگی میان سازمان‌ها) و برنامه‌ریزی مشارکتی(خصوصی، مدنی، مردمی) برخوردار باشد