مطالعه تطبیقی معناپردازی عدالت سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان لیبرالدموکراسی؛ از تقابل نظری تا امکان تعامل گفتمانی
نویسندگان
1 استادیار، گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
https://doi.org/10.71723/dir.2025.1210007چکیده
در این مقاله، معنای عدالت سیاسی در دو گفتمان کلان «انقلاب اسلامی» و «لیبرالدموکراسی» بهصورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است. مسأله اصلی پژوهش آن است که چگونه هر یک از این دو گفتمان، عدالت سیاسی را معناپردازی میکنند و آیا امکان تعامل مفهومی یا همنشینی گفتمانی میان این دو روایت از عدالت وجود دارد یا نه. برای پاسخ به این مسأله، از روش «تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه» بهره گرفته شده که تمرکز آن بر چگونگی شکلگیری مفاهیم سیاسی در دل منازعههای گفتمانی است. اهداف تحقیق عبارتند از: تبیین مؤلفههای عدالت سیاسی در هر دو گفتمان، تحلیل نقاط تقابل یا تمایز آنها و بررسی امکان گشودگی گفتمانی برای تعامل میان این دو خوانش. یافتههای تحقیق نشان میدهد که در گفتمان انقلاب اسلامی، عدالت سیاسی پیوندی ذاتی با مفهوم ولایت، عدالت الهی، و نفی سلطه طبقاتی و استکباری دارد و در نسبت با شریعت و امامت معنا مییابد. در مقابل، در گفتمان لیبرالدموکراسی، عدالت سیاسی عمدتاً با آزادیهای فردی، برابری حقوقی و مشارکت انتخاباتی تعریف میشود و مبتنی بر عقلانیت اجرایی و قرارداد اجتماعی است. با این حال، در بستر نظریه تعامل گفتمانی، میتوان از امکان گفتوگو میان این دو روایت در حوزههایی مانند عدالت رویهای، حق مشارکت و کرامت انسانی سخن گفت. این مقاله نتیجه میگیرد که اگرچه تقابلهای ریشهای در سطح مفاهیم بنیادین وجود دارد، اما امکان تعامل گفتمانی در سطوح میانی و کاربردی، تحت شرایط مشخص، ممکن است.