دیالکتیک «فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ» و «وَ جاهِدْهُمْ بِهِ»: مبانی قرآنی مقاومت و عدم تبعیت از کافران در پرتو آیه۵۲ سوره فرقان
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی
2 گروه فقه دانشگاه فردوسی مشهد
doi
https://doi.org/10.71723/dir.2025.1206683چکیده
با عنایت به ضرورت راهبردیِ بازخوانی مبانی قرآنی مقاومت در جهان معاصر، این پژوهش بر آیه ۵۲ سوره فرقان «فَلا تُطِعِ الْکافِرِینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبِیراً» تمرکز دارد. مسئله اصلی، تحلیل «دیالکتیک» مفهومی و عملیِ کمتربررسیشده میان دو فرمان این آیه به عنوان یک راهبرد واحد است. هدف تحقیق، واکاوی این دیالکتیک و استخراج مبانی نظری و عملی مقاومت و عدم تبعیت از کافران با استناد به منابع تفسیری و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی است. یافتهها مؤید آن است که نهی قاطع از «اطاعت کافران»، به مثابه نفی هرگونه سلطهپذیری و حفظ استقلال هویتی، پیششرط بنیادین و رکن اول مقاومت است. امر به «جهاد کبیر» به عنوان رکن دوم، با توجه به سیاق مکی، در درجه اول به مجاهدتی فکری، فرهنگی و تبیینی با محوریت «قرآن» (بِهِ) اشاره دارد؛ هرچند تفسیر «جهاد از طریق پایداری بر عدم اطاعت» (بِهِ) نیز وجهی قابلتوجه و مؤید دیالکتیک درونی آیه است. وصف «کَبِیراً» نیز بر شدت، جامعیت ابعاد (فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی) و اهمیت این نوع جهاد دلالت دارد. نوآوری تحقیق در تحلیل همین رابطه دیالکتیکی سلب و ایجاب است که چارچوبی قرآنی، پویا و چندبعدی برای مقاومت (مبتنی بر اصول استقلال، کنشگری، جامعیت و ثبات قدم) در مواجهه با چالشهای معاصر ارائه میدهد.