وجوه سازنده ایده تجدد بومی در منظومه اندیشه سیاسی امام خمینی

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

2 گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

3 گروه علوم سیاسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

doi
https://doi.org/10.71723/dir.2026.1217249
چکیده

مقاله حاضر درپی کشف و تحلیل وجوه سازنده «تجدد بومی» در منظومه اندیشه سیاسی امام خمینی و تبیین نحوه خلق و صورت‌بندی این الگو در پیوند با منابع سنت اسلامی است. پرسش محوری این است که اجزای تشکیل‌دهنده ایده تجدد بومی در اندیشه سیاسی امام خمینی کدام‌اند و چگونه در قالب یک هندسه نظریِ منسجم سازمان می‌یابند؟ هدف آن است که نشان داده شود امام خمینی نه صرفاً یک فقیه سنت‌گرا، بلکه نظریه‌پردازی است که با بازخوانی خلاقانه سنت، الگویی بدیل برای نوسازی سیاسی در ایران معاصر ارائه کرده است.مطابق فرضیه پژوهش،امام خمینی با تلفیق سه ساحت معرفتی فقه، فلسفه و عرفان، چارچوبی نو برای تجدد بومی بنیان نهاده است؛ چارچوبی که ازیک‌سو، تقلید صِرف از تجدد غربی را نفی می‌کند و ازسوی‌دیگر، در دام سنت‌گرایی ایستا گرفتار نمی‌شود. در این رویکرد، فقه بستر قانونی و نهادی، فلسفه پشتوانه عقلانی و مصلحت‌محور، و عرفان مبنای مشروعیت معنوی و غایی نظام سیاسی را فراهم می‌آورند. روش تحقیق، مطالعه کتابخانه‌ای و تحلیل مفهومی آثار و بیانات امام خمینی است. داده‌ها با رویکرد تفسیرگرایانه واکاوی شده و در چارچوب نظری «تجدد بومی» سامان یافته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد مؤلفه‌های اصلی تجدد بومی در اندیشه امام خمینی عبارتند از: پیوند دین و سیاست، نفی دوگانه سنت‌گرایی ایستا و مدرنیزاسیون تقلیدی، ضرورت تشکیل حکومت دینی، سیاست‌ورزی اخلاق‌محور، مشارکت مردم در حاکمیت، و توجه به اصل مصلحت در اداره جامعه. این منظومه نظری، الگویی منسجم برای نوسازی سیاسی‌- تمدنی در ایران معاصر ارائه می‌دهد.