تحلیل تطبیقی اصالت بشر از دیدگاه مولانا با اندیشههای ژان پل سارتر
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران
doi
چکیده
اصالت بشر یا وجود مسألهای فلسفی است که در طول تاریخ زندگی انسان همواره دغدغه فلاسفه و متفکران غرب و شرق بوده است. اگزیستانسیالیستهای غربی بهخصوص سارتر بر ماهیت فرامادی و فرامعنوی انسان تأکید داشته وجود را بر ماهیت مقدم میدارند؛ حال آنکه ماهیت وجودی انسان در عرفان اسلامی بهخصوص اندیشه و آثار مولوی به ویژه در غزلیات شمس دارای دو بعد مادی و معنوی است که ماهیت یا چیستی اش بر وجودش تقدم دارد. یافته های تحقیق که به روش اسنادی و بررسی توصیفی به دست آمده، بر آن است که تفاوت در تعریف ماهیت انسان نزد سارتر و مولانا موجب شده تا اصالت وجود نزد ایشان متمایز باشد. سارتر با رد الهیات، ماهیت وجودی انسان را نهایتاً اخلاقی می داند که با مرگ پایان می پذیرد. در مقابل مولوی برای وجود انسان دو ماهیت روحانی و مادی می شناسد که با خودآگاهی می تواند با گذر از جهان مادی و رسیدن به دنیای معنوی، به ازلیت و ابدیت دست یابد.