واکاوی نقشفناوری هایدیجیتال در ارتقای پایداری زیستمحیطی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
JABM.3.2.15564.3515416980چکیده
مسئلهشناسی: در دو دهه اخیر، گفتمان توسعه پایدار با چالشهای بیسابقهای مواجه شده است؛ از یک سو، شتاب فزاینده تغییرات اقلیمی و انتشار گازهای گلخانهای به مرزهای هشداردهنده رسیده و از سوی دیگر، انقلاب دیجیتال با سرعتی بینظیر ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را دگرگون ساخته است. این تقاطع تاریخی، پژوهشگران را بر آن داشته تا پرسش بنیادین را مطرح کنند: آیا پیشرفت دیجیتال، اهرم نجات پایداری است یا نیروی محرک ناپایداری جدید؟ هدف و نوآوری: این پژوهش با رویکردی یکپارچهنگر و میانرشتهای، بهدنبال کشف رابطه دیالکتیکی میان اقتصاد دیجیتال و پایداری زیستمحیطی است. نوآوری پژوهش در ترکیب سهگانهی روششناختی است: ( ۱) مرور نظاممند فراتحلیلی برای ترسیم چشمانداز دانش موجود، ( ۲) تحلیل تجربی کمّی با دادههای پویای تابلویی، و ( ۳) واکاوی کیفی مکانیسمهای علی برای شناسایی مسیرهای تأثیرگذاری . روششناسی: در گام نخست، با جستوجوی نظاممند در پایگاه Scopus ، از میان ۱۰۵ مقاله اولیه، ۳۰ مطالعه معتبر در بازه زمانی ۲۰۲۰-۲۰۲۵ برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. در گام دوم، مدل اقتصادسنجی با استفاده از دادههای ۱۰ کشور منتخب OECD و با بهکارگیری روش پیشرفته EGLS در نرمافزار EViews 11 برآورد گردید. متغیر مستقل (شاخص دسترسی به اینترنت بهعنوان نماینده اقتصاد دیجیتال) و متغیر وابسته (انتشار CO₂ بهعنوان شاخص پایداری زیستمحیطی) با استفاده از آزمونهای ریشه واحد، همانباشتگی و تحلیل حساسیت مورد ارزیابی قرار گرفتند. کلمات کلیدی: نتایج گویای سه یافتهی محوری است : اولاً، مرور نظاممند نشان میدهد که اقتصاد دیجیتال از پنج کانال اصلی بر پایداری تأثیر میگذارد: (الف) بهینهسازی مصرف انرژی از طریق هوشمندسازی زیرساختها، (ب) کاهش انتشار کربن با جایگزینی فرایندهای فیزیکی، (ج) توسعه اقتصاد چرخهای و کاهش پسماند، (د) توانمندسازی مصرفکنندگان و تغییر الگوهای رفتاری، و (ه) نوآوری سبز و توسعه فناوریهای پاک . ثانیاً، تحلیل تجربی نشان میدهد که بهازای هر یک واحد افزایش در شاخص دسترسی به اینترنت، انتشار دیاکسید کربن بهمیزان ۰/۵۹۲ واحد کاهش مییابد (β = -0.592, p < 0.001). این رابطه با ضریب تعیین ۹۹/۴۴ درصد (R² = 0.9994) و آماره F معادل ۱۷,۵۵۵ ( p < 0.001 ) ، از قدرت تبیین بالایی برخوردار است . ثالثاً، تحلیلهای تکمیلی وجود رابطه غیرخطی بهصورت U معکوس را آشکار میسازد؛ بدین معنا که در مراحل اولیه توسعه دیجیتال، بهدلیل مصرف بالای انرژی زیرساختها و تولید پسماند الکترونیکی، ممکن است فشار زیستمحیطی افزایش یابد، اما با عبور از آستانه معین، مزایای کارایی و بهرهوری بر هزینههای زیستمحیطی غلبه میکند . بحث و تفسیر: این یافتهها با جدیدترین پژوهشهای بینالمللی همافزایی قابلتوجهی دارد؛ بهگونهای که مطالعات اخیر در ۳۷ کشور OECD نیز رابطه U معکوس میان توسعه دیجیتال و ردپای اکولوژیک را تأیید کردهاند (Xu et al., 2024). همچنین، تحلیلهای میانجیگری نشان میدهد که اثر مثبت اقتصاد دیجیتال بر پایداری عمدتاً از سه مسیر تحقق مییابد: ( ۱) رشد اقتصادی با میانجیگری ۸۵ درصدی، ( ۲) نوآوری سبز با میانجیگری ۳۱ درصدی، و ( ۳) تغییر ساختار صنعتی با میانجیگری ۶۶ درصدی . دلالتهای سیاستی: این پژوهش با رویکردی تلفیقی، شواهد قانعکنندهای ارائه میدهد که اقتصاد دیجیتال، در صورت سیاستگذاری هوشمندانه، میتواند بهعنوان کاتالیزوری قدرتمند برای گذار به سمت پایداری زیستمحیطی عمل کند. با این حال، این گذار نیازمند مدیریت فعالانهی چالشهایی نظیر مصرف انرژی، پسماند الکترونیکی و شکاف دیجیتال است تا پتانسیل تحولآفرین اقتصاد دیجیتال در خدمت توسعه پایدار قرار گیرد . یافتههای پژوهش، سه دلالت اساسی برای سیاستگذاری دارد: (الف) توسعه زیرساختهای دیجیتال باید با استراتژیهای انرژی پاک همافزایی داشته باشد تا از افزایش انتشار کربن جلوگیری شود. (ب) سرمایهگذاری در نوآوری سبز و فناوریهای کمکربن، بازدهی پایداری اقتصاد دیجیتال را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. (ج) با توجه به اثرات سرریز فرامرزی، همکاری بینالمللی در تنظیم استانداردهای محیطزیستی دیجیتال ضروری است .