جایگاه قوه مؤسس در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی

نویسندگان

1 ندارم

2 دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.(استاد مشاور)

doi
چکیده

هر قدرت تأسیسی که در یک حکومت شکل‌گرفته است؛ ساختار و وظایف آن به‌وسیله قوه مؤسس تعیین‌شده است. قوه مؤسس خارج و پیش از تشکیل چارچوبه یک حکومت شکل‌گرفته و شرایط اجرای قدرت سیاسی حکومت را تعیین می­کند و محصول اصلی و ارزنده خود را به‌عنوان قانون اساسی عرضه می‌کند. قانون اساسی درواقع اساسنامه یک دولت – کشور است و مبنای اساسی تنظیم و کنترل در روابط بین سازمان‌های دولتی با همدیگر، روابط دولت با مردم و حقوق و تکالیف بنیادین مردم است. این سند باید منعکس‌کننده اراده آحاد شهروندان و همه گروه‌های انسانی و تضمین‌کننده حقوق و تکالیف برای همه شهروندان باشد. در این صورت می‌توان گفت سند یا قرارداد مزبور معتبر و عادلانه است در غیر این صورت این سند یا قرارداد اراده یا حقوق طیف یا گروه خاص خواهد بود. در مقاله پیش رو به روش تحلیلی- توصیفی، جایگاه قوه مؤسس در تشکیل قانون اساسی موردمطالعه قرار داده و اراده ملت را به‌عنوان مهم‌ترین فلسفه وجودی قوه مؤسس در تشکیل یک نظام مردم‌سالار دانسته و این دستاورد را به دست آورده که بنیانِ قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی ایران در یک فرایند انتخاباتی و با اراده مردم تأسیس گردید و مردم در جایگاه خالقِ قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی و به‌تبع آن، مجموعه نظام و کارگزاران در جایگاه قدرت‌های تأسیس‌شده قرار گرفتند.