جایگاه مطالعات محیطی در برنامهریزی فضایی ایران - مطالعه موردی: طرح کالبدی منطقهای و برنامه آمایش استانی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، عضو هیأت علمی پژوهشکده توسعه و برنامهریزی جهاد دانشگاهی
2 استادیار گروه جغرافیای دانشکده علوم زمین، دانشگاه دامغان
doi
10.22131/sepehr.2023.1986896.2942چکیده
هدف از برنامهریزی فضایی، تنظیم کنش متقابل بین عوامل انسانی و عوامل محیطی، برای ایجاد سازمان سرزمینی مبتنی بر بهرهگیری بهینه از استعدادهای انسانی و محیطی و مدیریت خردمندانه فضاست. یکی از گامهای اولیه و اساسی در این فرایند مطالعات محیط طبیعی بهمنظور شناخت محیط و انطباق برنامهها با مکانیزمهای طبیعت و ارائه یک چارچوب در مورد چگونگی ارتباط انسان با محیط طبیعی است، تا تقابل عمکردهای بشری با کنش های محیطی به حداقل خود برسد و از امکانات و پتانسیلهای محیط در جهت رفع نیازهای جامعه و دستیابی به توسعه پایدار استفاده بهینه و مطلوب شود. مفهوم برنامهریزی محیطی به یک نیاز کاربردی در دستیابی به محیط ساخته شده پایدار تبدیل شده است. برنامهریزی محیطی ابزاری مؤثر است که هدف آن شکلدهی توسعه شهری و منطقهای هماهنگ با ارزشهای اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به ضرورت مطالعات محیط طبیعی در برنامهریزی فضایی و نحوه انجام آن در طرحهای کالبدی منطقهای و آمایش استانی بهصورت مقایسهای پرداخته شده است. یافتههای پژوهش حاکی از وجود همپوشانی و تشابهات زیاد در محتوا و مباحث مورد مطالعه طرحهای مذکور و تفاوت در اهداف، فرایند مطالعات و نحوه تلفیق آنها است. ضرورت دارد که طرحهای کالبدی و آمایش سرزمین با یکدیگر تلفیق و ارزیابی راهبردی زیستمحیطی در فرایند برنامهریزی فضایی ادغام شود. همچنین در برنامههای پنجساله توسعه کشور بهویژه در برنامههای دوم، ســوم، چهارم، پنجم و ششم توســعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به لحاظ قانونی بر انجام مطالعات ارزیابی قبل از اجرا، صرفاً تأکید شــده است، ولی این رویکرد کافی نبوده و بهمنظور تحقـــق توسـعه پایـدار، ضروری است فرایند ارزیابی اثرات زیستمحیطی پروژهها و طرحها، قانون خاص، مستقل و جامعی در کشور داشته باشد. به عبارت دیگر، در حال حاضر قانون مستقلی مختص به فرایند ارزیابی زیستمحیطی در کشور وجود ندارد.