بررسی و تحلیل ساختار شعر ابن حسام بر اساس نظریه جفری لیچ
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران
doi
چکیده
پژوهشهای سنتی در عین آنکه نارسا، پراکنده و فاقد مبانی نظری میباشند، در واقع جایی هستند که ادبیات به طور انتزاعی مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد. در این شکل از مطالعه دیدگاهی تجویزی و گونه ای از باید و نبایدها درباره ادبیات مطرح میشود. پژوهشگران ادبی با ورود نظریه پژوهشهای ادبی جنبههای گوناگون ادبیات را مورد بررسی قرار داده و با بکارگیری آن، آنها را از مقام نظر به عمل آوردهاند. فایده این نوع مطالعات عملی، به کار بستن و انطباق نظریهها با متون ویژه است تا این نظریهها ملموس و عینی شوند. در این پژوهش بر مبنای الگوی هنجارگریزی لیچ (1969) که با دیدگاهی ساختارگرایانه طرح شده با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی هشت نوع هنجار گریزی(واژگانی، نحوی، آوایی، نوشتاری، معنایی، گویشی، سبکی، زمانی) در اشعار ابن حسام پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بسامد وقوع هنجارگریزی معنایی در سخن وی بیش از سایر هنجارگریزی هاست و هنجارگریزی نحوی، زمانی و واژگانی و آوایی و سبکی و گویشی ترتیب در جایگاه های بعدی قرار گرفته اند و هنجارگریزی نوشتاری که بیشتر مربوط به شعر نو است، بسامد صفر داشته است.