بررسی تطبیقی نگاه اشعریانه به عدل در کلیات سعدی و دیوان امیرخسرو دهلوی

نویسندگان

1 دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بوکان، دانشگاه آزاد اسلامی، بوکان، ایران

doi
چکیده

مسأله عدل الهی یکی از اصول بسیار مهم اعتقادی و کلامی است که مانند توحید، بیان‌گر یکی از اوصاف الهی است؛ ولی به دلیل اهمیّت وصف‌ناپذیر آن، جایگاه ویژه‌ای در مباحث اعتقادی و کلامی یافته است. این اهمیّت تا آنجاست که گاه از عدل به عنوان یکی از اصول پنج‌گانه دین یا مذهب و در کنار اصولی مانند نبوّت و معاد یاد می‌شود. از نظر اشاعره هر عملی به ذات خود عدل یا ظلم نیست بلکه هر کاری که خداوند متعال انجام می‌دهد، عدل است؛ تنها فاعل حقیقی خداوند است و بنابراین ظلمی وجود ندارد. به عقیده متکلمان اشعری اگر خداوند همه نیکوکاران را به جهنّم ببرد و همه گناهکاران را وارد بهشت نماید عین عدل محسوب می‌شود. بنابراین اشاعره، نه عدل را بر خداوند واجب می‌داند و نه وجود شر را در عالم، دلیلی بر ظلم و جور خداوند تلقی می‌کند و نه اساساً آدمی را مجاز و قادر به قضاوت درباره افعال خداوند تصور می‌کنند. درست بر خلاف این گروه، متکلمان معتزلی و شیعی معتقد به حسن و قبح افعال‌اند. از نظر آنان عدل، ذاتاً نیک و ظلم، ذاتاً بد است و خداوند کاری را که عقل می‌پسندد ترک نمی‌کند و کاری که عقل آن را مذموم می‌شمرد انجام نمی‌دهد. در این مقاله می‌خواهیم به بررسی دیدگاه‌های سعدی و امیرخسرو دهلوی در خصوص عدل الهی بپردازیم.

کلیدواژه‌ها