تحلیل مبانی طنزپردازی در داستانهای شهرام شفیعی و سعید هاشمی بر مبنای نظریه طنز ایوان فوناژی
نویسندگان
1 دکتری زبان شناسی همگانی، دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دانشجوی دکتری ادبیات و زبان فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
4 دکتری زبان و ادبیات فارسی، هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
چکیده
از آنجا که مهمترین ویژگی داستانهای شفیعی و سعید هاشمی، طنزپردازی است و نظریه طنز ایوان فوناژی از قابلیت بالایی برای بررسی طنز در آثار ادبی، برخوردار است، لذا در این مقاله چند اثر از این دو نویسنده بر مبنای نظریه فوناژی بررسی میشود. فوناژی آراء متنوعی در باب طنز در گروه سنی کودک و نوجوان دارد که میتوان آنها را در سیزده مؤلّفه جمع کرد. ابعاد سیزدهگانه طنز در نظریه فوناژی از این قرار هستند: صنعت جناس، دومعنایی، انحراف از هنجار، چندمعنایی، همنویسی، همآوایی، ابهامهای نحوی، ابهام در روساخت جمله، ابهام در ژرف ساخت، اختلاط و ابهام ژرف ساخت و روساخت، تضاد معنا میان روساخت و ژرف ساخت، تأکید آوایی، مکث آوایی، تحریف آوایی(ادغام و قلب). نتایج نشان میدهد شفیعی مهارت عجیبی در آفرینش انحراف از معیار از طریق انواع مصادیق آن دارد. همچنین هاشمی تضاد میان روساخت و ژرف ساخت را بسیار بهتر پرورانده و به کار برده است.