ارزیابی محاسباتی سوگیری برآورد در مدل‌های درآمدی رسانه‌های دیجیتال

نویسندگان

1 گروه مدیریت رسانه، دانشکده علوم انسانی واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 گروه مدیریت رسانه و ارتباطات کسب و کار، دانشکده مدیریت کسب و کار، دانشگاه تهران، تهران، ایران،

3 گروه مدیریت رسانه، دانشکده علوم انسانی واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30495/ECOMAG.1404.1225047
چکیده

پژوهش‌های حوزه مدل‌های درآمدی موسسات رسانه‌ای فعال در اقتصاد دیجیتال (شامل مدل های اشتراک، فریمیوم و تبلیغات)، برای ارزیابی رابطه بین تعیین کننده های تقاضا و پیامدهای عملکردی، از دو رویکرد محاسباتی متمایز (دومتغیره/ساده و چندمتغیره /کنترل شده) استفاده می‌کنند. نظریه آماری پیش بینی می کند که این رویکردها به دلیل تفاوت در کنترل متغیرهای مخدوش‌گر و خطای متغیرهای حذف شده، به برآوردهای متفاوتی از اندازه اثر منجر می‌شوند. این پژوهش با هدف کمی‌سازی این تفاوت سیستماتیک، یک فراتحلیل سه‌سطحی با اثرات تصادفی بر روی ۴۸۷ اندازه اثر از ۶۵ مطالعه مستقل (۲۶۴,۳۲۶ =N تجمیعی) اجرا کرد. این مدل پیشرفته، وابستگی آماری داده‌ها را به درستی کنترل می‌کند. نتایج، فرضیه وجود یک تفاوت سیستماتیک را قویاً تأیید کرد، میانگین اندازه اثر حاصل از تحلیل‌های دومتغیره (r=0/47) به طور معناداری بزرگتر از میانگین اندازه اثر حاصل از تحلیل‌های چندمتغیره و کنترل‌شده (r=0/22) بود (p>0/001). این شکاف روش‌شناختی که تورم برآوردی نامیده می‌شود، به عنوان منبع اصلی ناهمگونی گسترده (98%<I²) در ادبیات شناسایی شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که انتخاب رویکرد تحلیلی، یک مصنوع روش‌شناختی قدرتمند است که می‌تواند منجر به بیش‌برآورد قابل توجه اندازه اثرها (کشش تقاضا) شود. این امر بر ضرورت استفاده از روش‌های چندمتغیره برای اجتناب از سیگنال‌دهی غلط به بازار و تخصیص ناکارآمد منابع در بنگاه‌های رسانه ای تاکید دارد.