تبیین زمینههای فرهنگی مؤثر بر خشونت فیزیکی و کلامی زنان علیه زنان(مورد مطالعه زنان خشونت دیده مناطق 1،2، 16 و 17 شهرداری شهر تهران)
نویسندگان
1 دانشگاه اردکان
2
3
doi
چکیده
خشونت یکی از چالشهای جدی اجتماعی است که در اغلب مطالعات، در قالب سلطه مردان بر زنان بررسیشده و خشونت درون جنسیتی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. در این میان، خشونت زنان علیه زنان بهعنوان پدیدهای پنهان و نادیده گرفتهشده، اهمیت خاصی دارد؛ چراکه این نوع خشونت با بازتولید نگرشهای تبعیضآمیز و تقویت چرخه سلطه، همبستگی زنانه را تضعیف میکند. ضرورت پژوهش حاضر از همین خلأ علمی و اجتماعی ناشی میشود؛ زیرا بدون شناخت زمینههای فرهنگی خشونت میان زنان، برنامههای پیشگیری و سیاستگذاریهای اجتماعی کارآمد نخواهد بود. هدف این تحقیق، تبیین عوامل فرهنگی مؤثر بر خشونت فیزیکی و کلامی زنان علیه زنان در مناطق ۱، ۲، ۱۶ و ۱۷ شهر تهران است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش نظریه دادهبنیاد (اشتراوس و کوربین، 1998) انجام شد و دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن خشونت دیده گردآوری شد. انتخاب این روش به دلیل ماهیت پیچیده و چندلایه پدیده مورد مطالعه و همچنین فقدان نظریهپردازی کافی در این حوزه در ایران صورت گرفت. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی نشان داد که مجموعهای از عوامل فرهنگی همچون زنستیزی درونیشده، جامعهپذیری جنسیتی، رقابت منفی، تضاد منافع و هماهنگی با هنجارهای مردسالار، زمینهساز خشونت زنان علیه زنان هستند. این خشونتها عمدتاً به شکل تحقیر، طعنه، شایعهپراکنی و طرد اجتماعی بروز یافته و در برخی موارد به رفتارهای فیزیکی منجر میشوند. یافتهها بیانگر آن است که خشونت زنان علیه زنان نه یک کنش فردی صرف، بلکه بازتابی از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی است که در فرآیند جامعهپذیری بازتولید میشوند. برایناساس، تغییر نگرشهای فرهنگی، آموزش مهارتهای حل تعارض و تقویت همبستگی زنانه، ضرورتهایی اساسی برای کاهش این پدیده محسوب میشوند.