نقش رایانش شناختی در جنگ شناختی با رویکرد پدافندی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید باهنر کرمان

2

doi
چکیده

جنگ شناختی به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین اشکال منازعات معاصر، با هدف اثرگذاری بر ادراک، شناخت و فرآیند تصمیم‌گیری افراد و جوامع، تهدیدی بنیادین برای امنیت ملی به شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش راهبردی رایانش شناختی در تقویت پدافند شناختی و ارائه چارچوبی بومی برای مقابله با تهدیدات شناختی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر فراترکیب و چارچوب هفت ‌مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو بوده و داده‌ها از طریق تحلیل نظام‌مند ۵۸ منبع معتبر فارسی و لاتین در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ گردآوری شد. انتخاب منابع به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج مشخص صورت پذیرفت. به‌منظور ارتقای اعتبار بیرونی یافته‌ها، از روش دلفی با مشارکت ۱۲ خبره بهره گرفته شد. داده‌های کیفی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و از طریق روش مثلث‌سازی (ترکیب تحلیل اسناد، نظرات خبرگان و شبیه‌سازی) اعتبارسنجی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد رایانش شناختی با اتکا به پردازش زبان طبیعی، یادگیری عمیق و استدلال استنتاجی، در پنج حوزه کلیدی نقش‌آفرینی دارد: ۱) شناسایی و ردیابی خودکار تهدیدات شناختی، ۲) تحلیل کلان داده‌های سایبری برای کشف الگوهای تخریب شناختی، ۳) ارتقای تاب‌آوری اطلاعاتی از طریق آموزش و تقویت تفکر انتقادی، ۴) پیش‌بینی حملات شناختی با بهره‌گیری از مدل‌سازی و شبیه‌سازی و ۵) ارائه پاسخ‌های تطبیقی و هوشمند در زمان واقعی. شاخص‌های کمی شامل روایی محتوا ( CVI=0.88 )، پایایی (آلفای کرونباخ=0.89) و ضریب توافق کندال ( W=0.89 ) اعتبار مدل پیشنهادی را تائید می‌کنند. نوآوری اصلی این پژوهش در طراحی و بومی‌سازی یک چارچوب سه لایه (زیرساخت ترکیبی، رایانش شناختی و خدمات شناختی) برای جمهوری اسلامی ایران است. این چارچوب می‌تواند به‌عنوان نقشه راهی کارآمد برای سازمان‌های دفاعی و امنیتی در مواجهه با جنگ‌های شناختی و ارتقای امنیت ملی مورداستفاده قرار گیرد.