نظام داستانپردازی در حکایات حدیقۀ سنایی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج ،کرج ،ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران،تهران،ایران.(نویسنده مسئول)
doi
چکیده
حدیقهالحقیقه سنایی منظومهای است عرفانی که در قالب داستانها و حکایات و تمثیلها به آموزش تعالیم دینی و اخلاقی میپردازد. این اثر از متون عرفانی است که ایجاز و سادگی خصیصۀ عمدۀ آن است. بنابراین پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزارکتابخانهای انجام گرفته، بر آن است تا نظام پردازش داستانهای حدیقهالحقیقۀ سنایی غزنوی، خصوصاً حکایتهای کوتاه آن را با الگو قراردادن ویژگی کمینهگرایی تجزیه و تحلیل، و عناصر و ویژگیهای حکایات این اثر را با عنایت به شخصیّت و شخصیّت پردازی، پیرنگ، جایگاه گفتگو، صحنه و صحنه پردازی، بررسی نماید. برای رسیدن به این منظور، سی حکایت از حدیقۀ سنایی انتخاب و ویژگیهای مختلف آن بررسی و تحلیل شد و نتایج به دست آمده مبنی بر این است که حکایات حدیقه سنایی بسیاری از ویژگیهای کمینهگرایی همچون: ایجاز، پیرنگ ساده، بسیاری گفتگو، محدودیت شخصیّتها و صحنهپردازی را داراست و سنایی در این زمینه بسیار موفّق بوده است.