مصادیق زیباییشناسی در عرفان عطار و مولوی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران
doi
چکیده
سابقه زیباییشناسی را باید در میان اقوام کهن و باستانی جستوجو کرد نخستین گامها را در این مسیر تمدنهای ایران، هند و یونانی برداشتهاند و دستاوردهای خوبی را به یادگار گذاشتهاند. مکتب زیبایی پرستی در عرفان ایرانی اسلامی با استفاده از دستاوردهای حکمت یونانی و اشراق شرقی و بهویژه با بهرهگیری از حکمت ایران باستان در قرون نخستین اسلامی شکلگرفته و با استفاده از تعالیم قرآنی به مکتب بزرگی در عرفان اسلامی تبدیل شده است. البته بزرگان این مکتب همگی ایرانی بودهاند. عرفای بزرگی همچون مولانا جلالالدین رومی و عطار نیشابوری که همواره عشق به جمالپرستی و زیباییشناسی در آثار عرفانی آنها موج میزند. عطار نیشابوری نیز معتقد بر انعکاس جمال حق در سایر مخلوقات است؛ به خصوص معشوق زمینی که در داستان شیخ و دختر ترسا در منطق الطیر آمده است. در این مقاله کوشش شده است تا با نگاهی بر آثار و اندیشههای عرفانی عطار و مولانا درباره مفهوم زیبایی و زیباییشناسی در عرفان اسلامی مطالبی ارائه گردد.