آغازبندی و خاتمهسرایی در منظومههای فارسی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن ،ایران
2 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر،ایران.
doi
چکیده
آغازبندی آثار ادبی در نثر و نظم از آغاز ادب فارسی دری معمول گردید.در آثار برجسته نثر فارسی اصطلاح (دیباچهنگاری) و در آثار برجسته منظوم اصطلاح (آغازبندی) مترادف یکدیگرند با این تفاوت که در منظومهها زمینه گستردهتری برای آغازبندی وجود دارد و چنین است در خاتمهنگاری و خاتمهسرایی.هنر آغازبندی و خاتمهسرایی را میتوان در ردیف فنون ادبی و بدیعی به شمار آورد. این آرایه بر ادب و بلاغت گفتار بزرگان ادب چه در نثر و چه در نظم میافزاید. مشرب فکری، فلسفی، مذهبی و جهانبینی سخنوران را میتوان از آغازبندیهای آنان در آثارشان دریافت و به اسرار درون آنان پی برد. این مقاله به واکاوی آغازبندی و خاتمهسرایی منظومه و مثنویهای برجستهی گلستان ادب فارسی میپردازد.آغازبندی در منظومه های فارسی با شاهنامه فردوسی شروع می شود و سپس سنایی در حدیقه الحقیقه به طور گسترده تری به آن می پردازد پس از سنایی پیروان مکتب سنایی چه در عرفان و چه در منظومه های غنایی همگی آغازبندی و خاتمه سرایی را تا دوره ی قاجاریه رعایت کرده اند. به ندرت منظومه و مثتوی می توان یافت که مانند مثنوی مولانا بدون آغازبندی و خاتمه سرایی باشد.