مدلیابی نقش میانجیگر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاسهای بهزیستی ذهنی در دانشآموزان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی روان شناسی، گروه روان شناسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
2 استاد، گروه روان شناسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشیار، گروه روان شناسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
doi
https://doi.org/10.71588/eetj.2026.1220022چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر مدلیابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی (شامل؛ رضایت از زندگی، عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی) در دانشآموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی03-1402 بود. روش: در این پژوهش، از روش همبستگی و نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای استفاده شد. در مجموع، ۳۱۳ دانشآموز (۱۵۳ دختر و ۱۶۰پسر) بهطور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرارگرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه 33سوالی هوش هیجانی گلمن (1995)، مقیاس 5 سئوالی رضایت از زندگی (داینر و همکاران، 1985)، مقیاس20 سئوالی عاطفه ی مثبت و منفی( واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس 18 سوالی اضطراب ناشی از کرونا ویروس (علیپور و همکاران، 1398) جمع آوری شد. به منظور تحلیل روابط ساختاری و ارزیابی مدل معادلات ساختاری، دادهها با استفاده از نرم افزارSMART-PLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری نشان داد، الگوی ساختاری پژوهش دارای برازش مناسبی است، همچنین، اضطراب ناشی از کرونا ویروس نقش میانجی و معناداری در رابطه ی غیرمستقیم بین هوش هیجانی با عاطفهی منفی، عاطفهی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان داشت. نتیجه گیری: هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به کاهش عاطفه ی منفی دانشآموزان شد. همچنین، هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به افزایش عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانشآموزان گردید. به نظر میرسد که آموزش و تقویت هوش هیجانی در دانشآموزان میتواند به کاهش عواطف منفی و افزایش عواطف مثبت و رضایت از زندگی آنها، به ویژه در بحرانهایی همانند پاندمی، کمک کند.