تحلیل و تفسیر واژههای پارسینژاد در تاریخ بیهقی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلام واحد یزد
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامییزد
doi
چکیده
تاریخ بیهقی یکی از شاهکارهای گرانقدر نثر فارسی است که به دلیل دارا بودن ارزشهای ادبی و تاریخی، آشنایی با آن برای هر پارسی زبان تحصیل کرده لازم و ضروری است. نثر تاریخ بیهقی از غنیترین و جذّابترین نثرهای موجود در تاریخ ادبیّات ایران است. بیهقی از جمله نویسندگانی است که در کاربرد واژگان پارسی، هنر خود را بهخوبی نشان داده است.مسألة اصلی این جستار، بررسی لغات واصطلاحات پارسی نژاد در تاریخ بیهقی است. از این رو، به شیوة توصیفی، تحلیلی، تعلیلی و استشهادی به تجزیه، تحلیل و بررسی عناصر زبانی اصیل پارسی در تاریخ بیهقی پرداخته شده است.ابتدا به ویژگیهای اشتقاق کلمات در تاریخ بیهقی توجه شده، سپس ریشهشناسی و مفاهیم اسامی، افعال، صفات و قیود در تاریخ بیهقی، تحلیل و بررسی و بسامد آنها به صورت کمی ارائه شده است. بیهقی در تاریخ خود علاوه برکاربرد واژگان عربی، ترکی، مغولی و... واژههای پهلوی و اوستایی و ایرانی نژاد زیادی نیز به کار برده است. بیشترین واژههای ایرانی نژاد به کار رفته در تاریخ بیهقی اسم و فعل و بعد صفت و قید است. واژه های ایرانی نژاد بیهقی، از نظر ساختمان، ساده، مشتق و مرکب هستند. نتیجة این که در تاریخ بیهقی کاربرد واژههای مشتق و مرکب، بیشتر از واژههای ساده است.