تداومها و دگرگونیهای تعلیموتربیت و فناوری آموزشی در مواجهه با هوش مصنوعی در ایران: مطالعه پدیدارشناختی تجربه زیسته معلمان
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف،واحد کرمانشاه،دانشگاه آزاد اسلامی،کرمانشاه،ایران.
doi
https://doi.org/10.71588/eetj.2026.1228643چکیده
پیشرفت شتابان فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی تحولات معاصر، پیامدهای بنیادینی برای تعلیم و تربیت، محیطهای یادگیری و نقش کنشگران آموزشی به همراه داشته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین تداومها و دگرگونیهای تعلیم و تربیت در مواجهه با توسعه هوش مصنوعی در ایران، بر تجربه زیسته معلمان بهعنوان کنشگران کلیدی نظام آموزشی تمرکز دارد. این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد پدیدارشناسی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختارمند و عمیق با 12 نفر از معلمان آگاه به حوزه هوش مصنوعی در شهر کرمانشاه، بر اساس نمونهگیری هدفمند و معیارمحور تا دستیابی به اشباع نظری گردآوری گردید. تحلیل دادهها با بهرهگیری از الگوی تحلیل پدیدارشناختی کلایزی (1978) و روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت. یافتهها به استخراج 75 مفهوم اولیه، 16 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی شامل «الزامات انسانی»، «شرایط فرهنگی و اجتماعی» و «منابع زیرساختی و فناورانه» منجر شد. نتایج نشان داد در فرآیند بهکارگیری هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت، از یکسو تداوم ارزشهایی نظیر کرامت انسانی، عدالت آموزشی، روابط انسانی و تنوع فرهنگی ضروری است و از سوی دیگر، دگرگونیهایی معنادار در الگوهای تدریس، آینده حرفهای معلمان، شیوههای تعامل آموزشی، مدیریت دادههای آموزشی و نقش فناوریهای هوشمند در محیطهای یادگیری در حال شکلگیری است. بر این اساس، توسعه هوش مصنوعی در تعلیم و تربیت ایران مستلزم اتخاذ رویکردی آیندهنگر، مدیریتی و مبتنی بر تعالی آموزشی است که بتواند ضمن حفظ ارزشهای بنیادین، زمینه بهرهگیری اثربخش و مسئولانه از فناوریهای نوین را در نظام آموزشی فراهم آورد.