ارزیابی تأثیر بحران فراگیر کرونا در تمایل به استقرار دولت حداکثری و تحدید مشارکت شهروندان
نویسندگان
1
2 دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی
doi
چکیده
ایده «مشارکت همگانی مردم» در اداره امور کشور، ازجمله تدابیر حقوق عمومی است که جز در سایه حمایت و صیانت دولت و قانون اساسی، ره به مقصدی نمیبرد. افزون بر این، «به رسمیتشناسی» یا «بهجا آوردنِ» حق شهروندان در تعیین سرنوشت خویش، میتواند آغاز جریانی باشد که خود را در سیمای مشارکت همهجانبه مردم، بازمینماید. در این میان، بیشتر دولتها، بهمنظور ترغیب شهروندان به مشارکت عمومی، به بومیسازی و سازماندهی حقوقی مشارکت در عرصه داخلی و بینالمللی را روی آورده و دریافتهاند که حضور و نقشآفرینی فزاینده مردم در راهبری جامعه، بیش از هر عامل ساختاری و هنجاریِ دیگری در پیشبرد اهداف دولت مؤثر خواهد بود. روش تحقیقی نوشتار حاضر، بر پایه تحلیل علت و معلولی دادهها و شیوه گردآوری اطلاعات تحقیق، مبتنی بر مطالعه اسنادی و کتابخانهای در راستای پاسخدهی به فرضیه مطروحه در مقاله است. به نظر میرسد با تغییر اساسی اوضاعواحوال در جهان و نیز با قرار گرفتن در وضعیت اضطراری، ازجمله همهگیری جهانی ناشی از پدیده کرونا، تغییر نگرشی، ولو ناگفته، در شیوه حکمرانی جهانی رخ نموده است. دولتها با بیان اینکه حفظ جان و سلامت آدمی بر هر امر دیگر ازجمله حق بنیادین مشارکت انسان برتری و رجحان دارد، سیاستی مبتنی بر رواداری محدودیت و ممنوعیت برای حضور آدمیان در اجتماعات و فضاهای عمومی را پیش گرفتهاند. در فرجام مقاله، باید اشاره داشت که اتخاذ چنین سیاستهایی، در عین اینکه فرصت و حمایت تلقی میشود، میتواند تهدیدی جدی در مسیر مشارکتپذیری دولتها، به شمار آید. مقاله حاضر، با تأکید بر بایستگی مشارکت شهروندان در جامعه، در پی ارائه تصویری از چرخش محسوس در الگوهای حکمرانی جهانی و تمایل به الگوی دولت حداکثری، متأثر از بحران فراگیر کروناست.